Why should pray?
چراانسان بايددعاكندودعايش صميمانه،وصادقانه باشد؟
چون بشرجاهل وکاهلست وپیروی ازحقایق رامشکل می یابدوحال آنکه دنبال کردن امیال وآرزوها برایش دلپذی ندلذا ندانسته بنفس خودظلم میکندوفکرمیکنداندیشه هایش درست بوده وهمواره جوان وبرومند باقی میماند ومسئله فرسودگی وازکارافتادگی برایش مطرح نمیباشد وبنابرین هرگزبعقب برنمیگرددتابداند چقدردرگذشته اشتباه کرده، تامطمئن گرددکه هنوزهم جاهلست. اونه ازبیماری ووضع اسفناک دیگران درس عبرت میگیردکه روزی هم خودش مثل آنان بیماروناتوان خواهدشدونه بفکرچاره میافتدتاباپیش گیریهاخودرابرای مقابله بامشکلات آینده آماده سازد.واكثرمردم دستورات آسمانی راقوانین زائد؛پوچ؛ ودست وپاگیرتلقی میکنند؛نه تنهاشکرنعمتهای خدائی رانمی نمایند؛بلکه گمان میکنندآمدنشان باین دنیاو رفتنشان بیهوده بوده؛برای اینست که بیایندوبخورندوازلذائذ رودگذربهره مند شوندوتامیتوانندبدیگران که توان دفاع ومقابله ندارندزورگفته بعدابدون هیچ حساب وکتابی این جهان راترک کنند . بشرهرگزفکرنمیکندکه بدنش مثل ماشین نومیباشدکه علاوه برظرفیتش میتواندباربیشتری برداردولی وقتی کهنه شدحتی نیمی ازظرفیت روزاول راهم نمیتواندحمل کند.وهمانطورکه ازماشین سواریش همه گونه سوءاستفاده میکندوامکان همه گونه خطرات رابرای خودوماشین بوجودمیاورد،ازبدن وروحش هم هیچ گونه مواظبت نمیکندو هرکاری بفکرناقصش رسیدبی محاباانجام میدهد لذادچاربیماریهای روحی وجسمی میگردد.ماانسانی هستیم بایک سیستم دفاعی بسیارضعیف دربدو طفولیت که بعداقوی گشته؛مجددا باپیری ضعیف میگرددوهزاران میکروب و ویروس باعضای ما درزمان طفولیت وپیری حمله میکنندواگرپوست بدن وشیره معده مارادرمقابل آنهاحفظ نمی کردند؛ درهمان بدوطفولیت ازبین میرفتیم .ولی اولین قطرات شیریکه مادرازپستان خود دردهان مامیگذارد ضعف سیستم دفاعی ماراجبران میکندومارادرمقابل هزاران عوامل موذی حفظ مینمایدومافکرمیکنیم که این کارطبیعت بی منطق است که تمام وسائل موردنیازمارا تامین مینماید.آیااین نظم شگرفی که درطبیعت ودرهمه ذرات عالم روزان وشبان می بینیم طبیعت بیشعوربوجودآورده یاخدای دانای مهربان؟ در14 قرن قبل که بشرکوچکترین اطلاعی از فعل وانفعالات درون بدن نداشت صراحتاقرآن کریم درسوره روم میفرماید:خداوندقادرودانا شمارادرناتوانی آفریدو بعداز ناتوانی تواناکرد وسپس بعداز توانائی ناتوان وپیرنمود. الله الذی خلقکم من ضعف ثم جعل من بعدضعف قوه ثم جعل من بعدقوه ضعفاوشیبه یخلق مایشاء وهوالعليم القدير.
آیاهرگزباسب عصاری که درقدیم برای تهیه ارده ازدانه کنجد استفاده میکردندکه بابستن چشمش تمام روزرادرحول آسیاب میچرخیدتوجه کرده باشید میدیدید اگرفردی آنرامجبوربانیکارنمیکردهرگز آن اسب یکروزتمام بدورآسیاب مرتبانمیچرخید. پس همانطورکه آسیابان برای گردش آسیاب اسب را بکارمیگیرد؛ خدای قادرودانائی هم بایدباشد تاچرخ وفلک جهانرادائما درحال حرکت وگردش منظم قراردهدتا هم جنبندگان زمینی دربرابر فعالیت روزانه باستراحت شبانه بپردازندوهم باتغذیه گیاهان زندگیشان تامین شود.پس خدائيكه تاباین حدبفکرهمه بوده؛ تمام نعمتهای ظاهری و باطنی رابدون اینکه بشرحتی بفکرش رسیده باشددرنظرگرفته؛ نباید موردشکرقرارگیرد؟ بطور مثال ازهمان دقیقه ایکه کودک ازهمه جابیخبربدنیا میآید؛ آغوش گرم وپرعاطفه مادرش رامامنی برای روحش وشیرپستانش رامخزنی برای سلامتی جسمش می یابد، آنگاه دربزرگی نبایدبرای این موهبت خداراسپاس گوید اگرهم مادربداندکه با شیردادن ودرآغوش گرفتن بچه چه بسیارناراحتیهای روحی وجسمی را پشت سرمیگذارد؛نه تنهاازشیردادن طفلش غفلت نمیورزدبلکه شکرخداوندگارش راهم ازیادنمیبرد. بنابرین همه جنبندگان،چه كودك چه بزرگ چه دانشمند چه عامی چه زن چه مردوچه حیوانات باید دائماشاکرخالق باشند.آیابشرمیتوانددربرابرآنچه خالق برای راحتی وسلامت جسم وروح تهیه کرده؛بی تفاوت باشد؟پس چرااکثریت هرروزه روزی اومیخورند؛ بااینحال نسبت بخالق بسیاربی اعتنامیباشند؟ اگربشرمیدانست که چگونه خداوندمهربان ساکنین زمین رااز خطرات مرگبار انرژی هسته ای خورشید که برای نگهداری منظومه شمسی نهایت لزوم دارد؛حفظ میکند تاخورشید بتواند بانور؛ حرارت؛ وانرژی لازمه حیات رادرزمین امکانپذیرسازد؛آنقدرنسبت بپروردگارش بی توجه نمیبود.اگرنورنبود فتوسنتزبعمل نمی آمدواگرتاریکی نبودگیاهان نمیتوانستندموادساخته شده را بمصرف رشد وایجادموادغذائی بکار برند.اگربشرچشم نمیداشت چگونه راه راازچاه بازمیشناخت؟ اگرگوش وزبان نداشت چگونه میتوانست بایکدیگر ارتباط حاصل کند؟اگرعقل نداشت چگونه میتوانست خوب راازبدبازشناسد؟ آگردست یاپانداشت چطورمیتوانست حرکت کرده؛نیازهای خودرابدست آورد؟ آیااینها نعمتهای خدائی نیستندکه مابآنهاکوچکترین توجهی نداریم؟بعلاوه آیابشربرای ادامه زندگی نبایدباهمنوعان خودزندگی کندواگروسائل ارتباطی رانداشت چگونه میتوانست بادیگران رابطه فیزیکی ودرپناه مروت ووجدان وشعورآگاه باهمدیگررابطه معنوی داشته,امرارمعاش نماید؟ دراینصورت آیا قوانین آسمانی لازم نیست تااورابوظایف انسانیش آگاه سازدتاهمگان درمرزخودگام بردارندوبه ضعیف ترازخود اجحاف نکنند پس چرابشربادرک همه این مسائل درمقابل نعمتهای خدائی که هرگر نمیتواندآنهارا بشمارد،کوتاهی کرده؛ گستاخانه به خودسری درمقابل خدای مهربان میایستد.بهرچه امرکرده؛عصیان میورزد؛به منهییّاتش اصرار میورزد؛ هرچه تذکرداده اند؛نادیده میگیرد وهرچه آگاهش کرده اند,خودرا بنفهمی میزندوبهرچه بینایش نموده اند؛ خود ودیکران رابکوری میزندوآیایک چنین رفتارزیبنده جواب احسانهای خداوندسبحان خواهدبود؟ بعلاوه آنهاکه شکرنعمتهایش رابجامیآورندمیتوانندهمه نعمتهایش رادقیقاسپاس گویند؛مسلمانه؟زیرانعمتهای ظاهری وپنهانی خداوندآنقدرفراوانندکه کسی قادرباحصای آنهانخواهدبودتابتواندبموازات آنها سپاسش گوید.پس همه انسانها دربرابر احسانهاونعمتهای خدائی یاقاصرندویامقصّر.قاصرند؛زیرا نمیتوانند کاملا شکرگذاری نمایند ومقصرنّد برای اینکه اصلانه کلمه شکرگذاری ونه نحوه آنرامیدانند.بعبارت دیگرآنطورکه بایدقدرخدای سبحان رانمیدانندتاسپاسش گویند. ماقدرواالله حق قدره.حضرت نوح بمردم زمان خود میگویدچرابرای ربوبیت خداوقاروعظمت قائل نیستید.درحالیکه همین روش برای اکثریت مردم درهرعصروزمان صادقست. مالکم لاترجون لله وقارا؟وتازه نبیّ مکرمّ اسلام باآن شناخت عالی ومافوق تصورماکه میفرمایدکسی جزمن وعلی خدای سبحان رانشناخت,میفرماید: ماعرفناک حّق معرفتک وماعبدناک حّق عبادتک. آنطورکه بایدتراشناخته وعبادت کنیم نه شناختیم ونه عبادت کردیم. بنابرین تکلیف افرادعادی ازنظرتوبه وپوزش درپیشگاهش روشن میگردد.بااینهمه قلب پاره ای دراثر القائات شیطانی آنچنان سنگ شده که حتی بادیدن عذابهای خدائی تضرع وزاری نمیکنند. فلولااذجائتهم باسناتضرعوّاولکن قست قلوبهم وزینّ لهم الشیطان ماکانوا یعملون.خداوندکریم درآخرین پیامش میفرماید آیابآنچه میکاریدتوجه کرده اید؟ آیاشماآنهارامیرویانید یامازارع آن هستیم؟افرایتم ماتحرثون أانتم تزرعونه ام نحن الزارعون؟اگرنور؛حرات وبارانهای حاصلخیزنبود کجابشروحیوانات میتوانستند بدون حبوبات؛ میوجات؛ وسبزیجات زندگی کنند؟ اما ببینیم چرابشرآنقدردربرابرخداوندگستاخست که ارنعمهای نهان وآشکارش شب وروزاستفاده میکند ولی هرگزبفکرش نمیرسدکه یک بارهم شده شکرش کند؛درحالیکه همین فرددربرابرکارفرمایش کاملارام ومطیعست؟این بدینخاطر ست که اگریکروزنافرمانی کند؛روزبعد کارفرماحقوقش راقطع میکندوزندگیش ازهم میپاشدولی خدای سبحان تا مدتی معین ازگناهان ماصرفنظر مینمایدوبمافزصت میدهدتاباتوبه بدرگاهش برگردیم درغیراینصورت درروز قیامت بندگانش میتوانستند عرضه کنندخدایابمافرصت توبه ندادی وبلافاصله مارا توبیخ نمودی واگرفرصت داده بودی شایدتوبه می کردیم.ولی چون خداوندبهمه بندگان رئوفست,بهمه فرجه میدهدتاکوچکترین حجّت علیه اونداشته باشند بایندلیل مانسبت بخداجسورمیشویم.یغفرلکم ذنوبکم ویوخرّکم الی اجل مسمیّ. لذاکسیکه مالشراخرج میکندتا هم زیادشودوهم تصفیه گردد؛هیچگونه طلبی ازخدانخواهدداشت مگرآنکه برای رضای حق ببخشدکه درانیصورت خداهم بزودی ازوراضی میگردد. الذی یوتی ماله یتزکیّ ومالاحدعنده من نعمه تجزی الا ابتغاء وجه ربه الاعلی ولسوف یرضی.
پیامبرمکرّم فرمودکه پروردگارتان امرکرده مرابخوانیدتادعایتان رااجابت نمایم ومطمئناکسانیکه از عبادت من که چیزی جزدعاکردن نیست تکبرورزندباخفّت وخواری بزودی واردجهنم میکنم.
وقال ربكم اى عوني استجاب لكم،انّ الذين يستكبرون عن عبادتي سيدخلون جهنم داخرين.
حسين بن علي عليه السلام هم دردعاي معروف روزعرفه اش ميفرمايد: خداياباچه روئی باتوروبرو شوم،آيا باچشم وگوش وزبان ودست وپاوقلب که همگي نعمتهاي توهستندوباهمه آنها ترا نافرمانی كردم؟ درنتيجه وقتی انسان شعورش آگاه بودمی بیندکه ازته دل ازاعمال خود راضی نیست بنابرین نیمه شبها، دورازانظارمردم،ازاعمال خود برابرخالق عذرخواهی میکندودرصددجبران برمیآیدتاگرفتارحق الناس نشودولي چون نميداند چگونه خطاهاي خود راجبران كند،وچگونه ازخدابخواهداينستكه بايدازكسيكه ازهرحيث ازخودش بیناتروعالمترست كمك بگيردكه جز خداوندسبحان كه مافوق تمام عالمانست وفزستادگانش فردديگري نيست تااوراکمک کنند،حضرت سجادّعليه السلام دریکی ازمناجاتش ميفرمايد : خداياچگونه بدیگران اميدوارباشم درحاليكه خلقت وتمام خوبيهاوامورمربوطه همه در يد قدرت تست بااينحال امیدم راازخودت قطع مینمائي تاازكسيكه مثل خودمنست گدائي كنم درحاليكه من بريسمان حمايتت متوسل شده ام؟ حضرت علي عليه السلام دردعاي مشلول ميفرمايد:أي ذخيره من درسختيها،أي نگهدارمن درغربت،أي مونس تنهائيم،أي ولي نعمتم،أي پناه من موقعيكه همه راههابرويم بسته شده،وخويشاوندان هم مراتسليم حوادث کرده، دوستان هم مراتنهاگذارده اند.أي اعتماد بيچارگان،أي ستون آوارگان،أي ذخيره بينوايان،أي نگهدار بيكسان أي پناه بي پناهان،أي گنجينه فقيران،أي دستگيرازپاافتادگان،أي فريادرس بي ياوران،أي همسايه بيخانمان ها،أي همسايه ديواربديوارمن،أي ركن محكم من،أي خداي حقيقي من،أي پروردگارخانه كهن،أي رفيق مهربانم،مرا ازحلقه هاي تنگ برهان وتمامي همّ وغمّ وتنگدستي ام رابرطرف فرما،ازشرّيكه طاقتش ندارم رهايم كن وبر چيزيكه طاقتش دارم كمكم فرما.وخداوندسبحان هم میفرمایدتوبه برای کسانیست که باجهالت مرتکب کاربدی شوند وبلافاصله توبه نمایندىرااينصورت خداونديكه داناوحكيمست توبه آنانرامیپذیردنه اینکه باطرح قبلی مثل برادران یوسف نقشه قتل اورابکشندوبعدتوبه نمایندویاگناه کنندودم مرگ توبه نمایند.انماٌالتوبه علي الله للذين يعملون السوء بجهاله ثمٌ يتوبون من قريب فاوليك يتوب الله عليهم وكان الله عليماحكيما.
ماازیکطرف باعلم بصبربی پایان خدای متعال که حق امیدواران راهرگزضایع نمیکند،بابيحيائي اعمال شرمگین، انجام میدهیم وپوزش هم نمیخواهیم ویاباتگاء رحمت بی پایان اودرگناه افراط مینمائیم ومیگوئیم شرمنده ازآنیم که اندرخورعفوتو نکردیم گناهی،درحالیکه خدای علیّ اعلی درسوره رعدمیفرماید:اگرعفوخدائی برای مردم نبود زندگی برای احدی گوارانمیشدواگرعقاب شدیداوهم درکارنبودکسی خدای سبحان ارانمیپرستید. وانّ ربک لذومغفره للناس علی ظلمهم وانّ ربک لشدیدالعقاب.خدای سبحان روز قیامت میفرمایدشماگناهان خودراپنهان نمیداشتید زیرا ازشهادت گوشهاوچشمهاوپوستتان پروانداشتیدبلکه میپنداشتیدکه خداوندبسیاری ازاعمال شمارانمیداندوهمین گمان باطل نسبت بپروردگارشماراهلاک کردواز زیانکاران نمود.وماكنتم تستترون ان يشهدعليكم سمعكم ولاابصاركم ولاجلودكم ولكن ظننتم انٌ الله لايعلم كثيرامماتعملون. وذلكم ظنكٌم الذي ظننتم بربكم ارديكم فاصبحتم من الخاسرين. بنابرين وقتي خدای سبحان خودش شاهدومراقب عمال ماست.اولم يكف برٌبك انهٌ علي كليٌ شيْ شهيد؟وحتی ملائک رقیب وعتید کلام مارامینویسند وضبط مینمایند.ومایلفظ من قول الاّ لدیه رقیب عتید. وهنگامیکه دست وپای مابجای زبانمان شهادت میدهند. الیوم نختم علی افواهم وتکلّمناایدیهم وتشهدارجلهم بماکانوایکسبون. ودرجائیکه حتی زمین بنابدستورمخفی خداوندی اخبارمارابازگومیکند. یومئذ تحدثّ اخبارهابانّ ربکّ اوحی لها.
تکلیف بشرروشنست که دعاوپوزش واستغفاربندگان نه فقط باتوجه بنحوه زندگی آنان همواره لازمست بلکه خداوند مهربان ازباب الطاف بیکرانش همه راههاوفرصتهای متعددرا درپیش پایمان قرارداده تا ما باتوبه مشمول عذاب خدائی نشویم.بطورمثال چراشب تقدیروتعیین سرنوشت رابطورناشناخت همه سال درماه مبارک رمضان قرارمی دهدوارزش آنرابیش ازهزارماه معیّن مینمایدتابندگانش بایک شب توبه صمیمانه وعرض نیازخالصانه گناهان بیش ار80سال خودراجبران نمایند؟ لیله القدرخیرمن الف شهر. وچراقید میکند بگواگردعای شمانبودپروردگارم بشما توجه نمیکرد. قل مایعبوابکم ربیّ لو لادعائکم. وتصریح میفرمایدخداوندرحیم وبسیارآمرزنده گناهانتان رابثواب تبدیل مینماید بشرطیکه توبه کرده؛ایمان آورده؛وعمل شایسته انجام دهند.الامن تاب وآمن وعمل عملاصالحافاولئک یبدلّ الله سیآتّهم حسنات وکان الله غفورارحیما. وامّ الکتاب نزدخودش میباشد که باعلم ودانش گسترده اش گناهان را بعدازتوبه یامحوویا تثبیت مینماید. یمحواالله مایشاء ویثبت وعنده امّ الکتاب.
بنابرين خداوندكريم بعلت عنايت واسعه خودکه بندگانش رادوست داشته،راحت وآسایش هردوعالم رابرای آنهامی خواهد،وازعذابشان سودی نمیبردودلیلی هم نداردکه اگرآنهانعمتهایش راسپاس گفته وادای تکالیف نمایند،عذابشان كند،مايفعل الله بعذابكم ان شكرتم وأمنتم. وادارشان بدعامیکندتاتوبه نمایندوخاطرنشان میسازد که خداوندازکفرو ناسپاسی بندگان بی نیازبوده؛اماازناسپاسی آنان ناراضیست ولی ازتشکروسپاس آنان خورسندمیشود. ان تکفروافانّ الله غنیّ عنکم ولایزضی لعباده الکفروان تشکروا یرضه لکم.ولی باید درنظرداشت که شکرآنچه درزبان فارسی مصطلحست، نیست بلکه شکردرزبان عرب باستعمال صحیح هرچیز گفته میشود.وجعل لکم السمع والابصارو الافئده لعلّکم تشکرون.یعنی استفاده صحیح چشم وگوش ومغزآنطورکه خداوندسبحان آنهارابدان خاطرآفریده.
پس خداوندسبحان نه تنهاراه،شرائط زمان،ونحوه دعاكردن، بلكه كلماتيكه بايد اداكیم مثل مادريكه يكحرف ودوحرف دردهان طفل ميگذارد تاسخن گفتن رافراگرفته،بتواندباخودش تكلم نمايد، اوهم شيوه دعا كردن راتلويحاوتصريحاًدر كتابش ميآموزدتاهمانطوريكه خودش ميخواهدندايش كنیم.لذافرموده براي خداوندنامهای نيكوئيست كه بايداورا بدانها خواند،ولله الاسماء الحسني فادعوه بها ودستورداده مراياد كنيدتاشمارا يادكنم.فاذكروني اذكركم.وجای دیگرميفرمايد: ای مؤمنين خدارابطوردائم وفراوان ياد كنيد. ياايهاالذين آمنوا اذكرواالله ذكراكثيراوسبحواّ بكره واصيلا.ونعمتي راكه خداوند بشما ارزاني داشته وپيمانيكه شماراباآن متعهدنموده،همواره بيادآريد واذكروانعمت الله عليكم وميثاقه الذي واثقكم به. ودرلابلای آیات روزه
بپیامبرش میفرماید:وقتی بندگانم ازتودرباره من سئوال کنندبگومن همواره بآنها نزدیکم ووقتی مرابخوانند دعوتشان رااجابت میکنم پس بایدمرابراستی اجابت کرده,بمن ایمان بیاورندتاارشادشوند.واذاسئلك عنيٌ فانيٌ قريب‘اجيب ىعوه الداع اذا دعان فلیستجیبولی ولیومنوبی لعلّهم یرشدون. وبا وجودیکه درسوره نساء فرموده:براستی خداوند گناهان هركرابخواهد غیرازشرک باشفاعت پیامبرمیآمرزد،انٌ الله لايغفران ‘يشرك به ويغفرمادون ذلك لمن يشاءْ.درسوره زمربپیامبرمیفرمایدبگو اي بندگان من كه برنفس خود اجحاف کردیدازرحمت خدائ سبحان مایوس نشویدزیرا خداوند متعال جمیع گناهان راباتوبه میآمرزد.قل یاعبادي الذين اسرفواعلي انفسهم لاتقنطوامن رحمه الله ان الله يغفرالذنوب جميعا.
وبطورخلاصه خداوندتکلیف حضرت موسی رادریک جمله روشن مینمایدکه:من خدای یکتای توام، خدائی جزمن نیست،فقط مرابپرست،وبرای یادآوری من نمازبپادار.اننيٌ اناالله،لااله الاانا،فاعبدني واقم الصلوة لذكري. ودرست است که خداوندحکیم هرچه مانیازمندبوده برایمان تهیه کرده که اگربخواهیم نعمتهایش را بشماریم نمیتوانیم. وأتاكم من كل ماسئلتموه وان تعدواٌنعمت الله لاتحصوها. معهذاما برای نیازمندیهای خودوبرطرف کردن مشکلات فردی بایددعاکنیم.وسخرّلکم مافی السموات والارض جمیعا ًمنه.وسپس منافع ذکرویادآوریش رادرسرتاسرقران یادآورشده، مثلادریکی ازبرجسته ترین آیاتش درسوره رعددراین زمینه میفرماید:کسانیکه ایمان آورده وقلبشان بایادخداآرام می گیردبایدبدانندکه مطمئنّا بایادخدا دلهاآرام میگیرد.الذين آمنواوتطمئنٌ قلوبهم بذكرالله ،الابذکرالله تطمئنّ القلوب. وبرعكس درسوره طه می فرماید:کسیکه ازذکرمن روبگرداندهم زندگی دنیائی برایش فاجعه میشودوهم درآخرت کورمحشورمیشود. من اعرض عن ذكري فانٌ له معيشه ضنكا ونحشره يوم القيامه اعمي. ودریکجااقامه نمازراذکر خودنامیده .واقم الصلوه لذکری.همین اقامه نمازرادرجای دیگر,حسنات معین کرده که ازبین برنده گناهان میباشند. واقم الصلوه طرفی النهاروزلفامن الیل,انّ الحسنات یذهبن السیئات.ومومن واقعی رااینطورمعرفی مینماید
که با یاد خداقلبش ازترس میطپد ووقتی آیات خدای سبحان برایش خوانده میشودبرایمانش اضافه شده وبرخداتوکل میکند. انماٌالمومنون الذين اذا ‘ذكرالله وجلت قلوبهم واذا‘تليت عليهم أيته زادتهم ايماناوعلي ربهم يتوكلون. وکسانیکه بآخرت ایمان ندارنداینطورمعرفی میکندکه اگرتنهاسخن ازخدابمیان آیدقلبشان متنفرّمیشودولی اگرسخن بغیرازخدا بمیان آیدخوشحال میشوند واذا‘ذكراالله وحده اشمازتٌ قلوب الذين لايؤمنون بالأخره وذا‘ذكرالذين من دونه فاذاهم يستبشرون. حال بایددیداینهمه آیات درباره دعابرای چیست؟وچراپیامبرمکرّم اسلام واهل بیت متقینش اینهمه ادعیه پرمحتوادراختیارمشتاقانشان گذارده وچرا خداوندسبحان خود دعاهای عدیده دراخرین پیامش گنجانیده؟ وآیاهمه اینها دلیل براین نیست که بشرچاره ای جزمتوسل شدن بدرگاه باریتعالی ندارد؟ آیا دنیای طب باوجودانیهمه ترقیاّت قابل ملاحظه، میتواندتمام آلام جسمی وروحی بشررادرمان کند، يا فقط سرپوش بروی آنهامیگذارد وکمک ببدن میکندتا بدن خودرا درمان کند؟آیابسیاری ازبیماریهاباکمی مراقبت خودبخودخوب نمیشوند؟ چراخداوند اینهمه گیاهان شفا بخش دراختیاربشرگذاشته که امروزه ازروی بسیاری ازآنها داروهاي مدرن بوجودأمده اند؟بااینهمه چراهیچکدام ازداروهای گیاهی اثرات جانبی بدنداشته؛حال آنکه داروئی شیمیائی بدون عارضه نمیتوان یافت. آیااندام واعضاي آدمي نظیرلوزتین, معده, آپاندیس, رحم,طحال,کلیه, کیسه صفرا,دست,وپاوپستان که جراحاّن آنهاراباعمل متحوّرانه ازبدن جداکرده بدورمیاندازند،برای بدن انسان لازم نبوده وخداوندسبحان بطورزائد آنهارادربدن قرارداده؛یااینکه هنوزاطباء قادرباصلاح ودرمان آنهانمیباشند ودرنتیجه جهلشان آنهارابریده بدورمیاندازند؟ ویابیماران درنتیجه بی مبالاتی وعدم توجه بدستورات حق؛ اعضای ذیقیمتی خودراآنچنان ضایع مینمایندکه جراحان چاره ای جربریدن وبدورانداختن آنهاندارند؟شایددوسه مثال زنده برای قبول این حقیقت که خدای سبحان اززبان حضرت ابراهیم علیه السلام درسوره شعراء علیه بت پرستان مبنی براینکه پروردگارمن کسی است که مراآفریدودائماهدایتم میکند. هم غذایم میدهدوهم سیرابم میکند.ووقتی بیمارشدم شفایم میدهد.وکسی است که مرامیمیراند وزنده میگرداند؛بتوانند موضوع راقدری روشن کنند. الذی خلقنی فهویهدین؛ والذی هو یطعمنی ویسقین؛ واذامرضت فهویشفین؛ والدی یمیتنی ثم یحیین. وموضوع ازاینقراست که خدای سبحان مراخلق کرد ولی دائماباارسال رسولان وانزال کتب، هدایتم مینماید؛ آب وغذاهم فراهم آورد ولی وسیله گرسنگی وتشنگی برای غذاوآب هم دربدنم قرارداده تابموقع غذا خورده وآب بنوشم.واگراردستوراتش تمرّدورزم روحاًوجسماًبیمارمیشوم؛ ولی هم سیستم دفاعی در بدن من قرارداده وهم گیاهان شفابخش دراختیارم گذارده وهم قرآن برایم درنظرگرفته تاشفای مومنین باشد.وننزلّ من القرآن ماهو شفاء ورحمه للمومنین.امااگرباتنبلی گیاهان شفابخش رانیابم ومصزف نکنم وبرخلاف دستورقرآن وپیامبراکرم عمل کنم مسلمابیماریهای روحی وجسمی بمن روآورخواهند شد.مثلانوشیدن الکل برایم پلیدورجس میباشدوبایدازآن اجتناب کنم ولی وقتی مراعات نکرده مست رانندگی کنم ؛بعلت اختلال درکنترل تصادف مینمایم؛که یابرای خود بیماری بارمغان آورده بسیاری ازاعضاء مثل طحال یابزرگترین عضودفاعیم راازدست میدهم وخودرادرمعرض بیماریهای عفونی شدیدقرارمیدهم ویادیگران رادرمعرض خطرمیاندازم. یادراثرپرخوری وافراط درغذاهاآنهم غذا های حرام وغیرحلال وآلوده بموادشیمیائی وهرمنی خودراعمداٌ بیمارمیسازم حال آنکه موظفم که غذایم پاکیزه ترین غذاوحلال بوده؛مرداروحرام مثل خوک نباشد.اماهنگامیکه درست برخلاف دستورات عمل نمایم چه تضمینی برای صحت وسلامت جسم وروحم وجودخواهدداشت.یاايهاالذين أمنواانماٌالخمروالميسروالانصاب والازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون.انماٌيريدالشيطان ان يوقع بينكم العداوه والبغضاء في الخمر والميسرويصدٌكم عن ذكرالله وعن الصلوه فهل انتم منتهون؟
کارخانجات بزرگ برای اجناس پیچیده ایکه ببازارعرضه میکنندمعمولادفترچه ای حاوی دستورالعملهای لازم همراه اجناس خوددراختیارمشتریان میگذارندتانحوه عمل کرد دستگاه رامتذکرشده، خاطرنشان کنند چنانچه اشتباهاً رفتارنمائید؛کارخانه درقبال اشتباهات هیچگونه تعهدی نخواهدداشت. کتاب قران هم در حقیقت کتاب روح وجسم وزندگی بشرست که باریتعالی طرزکارساختمان پیچیده بدن اورابطورکامل یاد آورمیشود.چنانچه بابدن خودبرخلاف دستورات مندرج درقرآن رفتارنمائیم؛ خداوندسبحان هیچگونه تضمینی برای صّحت روح وجسم مانمیکند. خدای اعلی ایمان آوردگان راازسپری کردن عمربااعمال لغووبیهوده جداّبرحذرداشته چراکه آغشته شدن باینقبیل بیهودگیها باعث ناکامی آنهادررستگاری دنیاو آخرتست. قدافلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون والذین هم عن اللغومعرضون والذین هم للزکوه فاعلون والذین هم لفروجهم حافظون.
آیاحقیقه خدای سبحان برای درمان بیماریهای لاعلاج امروزی مثل سرطان،وبیماریهای اتوایمون نظیر M.S. درمان قابل اطمینان درنظرنگرفته،انهم خدائیکه برای راحت زیستن بشر،خورشید وماه وزمین وتمام عوامل را دقیقاتهيه كرده چگونه مارادربرابربسیاری ازبیماریها بی پناه گذاشته و چاره ای در پیش پای ماقرارنداده،بنابرین یاماهنوزجاهلیم وراه درمان رانیافته ایم ،یابانادیده گرفتن الهامات أسماني، خداوند ميخواهدماراادب نمایدتابامشکلات فراوان دست وپبنجه نرم کنیم ومزه بی توجهی خودرانسبت بساحت مقدسش رابامرگ زودرس عزیزان واینقبیل بیماریهای ناعلاج بچشیم؟والابقول معروف: هرآنکس که دندان دهدنان دهد،خداوند همه چیزرابقدرمعین براي بشر مقدّرفرموده، قدجعل الله لكل شيئ قدرا. ودر سوره حجرمیفرماید: خزائن همه چیزنزدماست وهمواره بقدرلازم فرو میفرستیم وان من شيئ الا عندنا خزائنه وما‘ننزلهٌ الابقدرمعلوم. ودرسوره قمرمیفرماید،ماهمه چیزراباندازه گیری قبلی آفریده ایم.اناٌكل شيئ خلقناه بقدر. ودرسوره رعدمیفرماید.هرچیزی نزدخدای سبحان اندازه مشخصی دارد.وكل شيئ عنده بمقدار.ودرسوره حج میفرماید.خداوندناظربرهمه چیزست.انٌ الله علي كل شيئ شهيد. بنابرين در موارد بحرانی وغامض وصعب العلاج برای بشرجزدعابپيشگاه قاضي الحاجات،كارديگري ازدستش ساخته نیست،تاراه چاره راپیش پای مابگذارد.امامتاسفانه بشرهرگزخدارادرسلامتی وشادمانی بیادنمیآوردولی موقعیکه ببلائی گرفتار شد تازه متوجه میشودچه گوهرگرانبهائی خداوند درنهادش گذارده بودکه تا آنروز هرگزقدرش رانمیدانست،بااینهمه ازغفلت خودپوزش نمیخواهدواوامرش را دائما دست كم ميگرد،خدای سبحان درسوره روم میفرماید:وقتی مختصر ضررمثل فقروبیماری بانسان برسدفوراخدای خودراباانابه میخوانندوبامختصررحمت ولطف بازهم پاره ای بخدا شرک میورزند.واذامسّ الناس ضرّدعواربهمّ منیبین الیه ثم اذااذاقهم منه رحمه اذافریق منهم بربهم مشرکون. اينست كه بايدهمانطوركه حضرت علي عليه السلام درمناجات شعبانیه میفرمایدبگوئیم: خدايابادرودبرمحمدوخاندانش،مراجزوكسانيكه دائماذكرتوبرسر زبانشان هست،عهد ترافراموش نميكنند،ازشكرت غافل نيستند،واوامرت رادست كم نميگيرند،قراربده.اللهم صل علي محمد وآله واجعلني ممٌن‘يديم ذكرك ولاينقص عهدك،ولايغفل عن شكرك،ولايستٌخف بامرك.
ولي چون دستورات خدائي درباب دعابسياركليّ،وهدایتش بایدفهمیده شودتابانورش تاریکیهای جهل ازبین بروند، لذاراهنمايان آسماني بصورت بشربراي مابارمغان فرستاد تاباعلم لدنيّ كه بآنهاارزاني دا شته وآنها را اوتوالعلم لقب داده، دعاهارابصورت درسي ازروانشناسي عملی كه شرايط زندگي مارامجسم میكنند، تهيه ودراختيارمان گذارند، البته رل اصلي رسول آوردن پیام آسمانی وابلاغست،وماعلي الرسول الالبلاغ. ورل امام راستین هم جزهدايت بشرآنهم بااجازه خوداونیست، وجعلناهم ائمهّ يهدون بامرنا.ولی چون رهبر مکّرم اسلام رل سه گانه پیامبری؛ رسالت وامامت تواماداشتند، وآیات زیرگوشه ای ازوظایف معظم له را برای بشرروشن میکندتااوبداندبچه دلیل بایدازخداورسول وامام راستین اطاعت نماید.درسوره احزاب میفرماید:ای پیامبرماترابراستی برای اینکه ناظر، بشارت دهنده،بيم دهنده بشرباشي،واورابا اجازه مامثل چراغی پرفروغ براهمان دعوت کرده،وبمؤمنين هم بشارت دهي كه ازجانب ماعطائی بزرگ اضافه بر رحمتمان خواهندداشت؛فرستادیم .ياايهاالنبيٌ اناٌارسلناك شاهداومبشرا ونذيرا وداعياالي الله باذنه وسراجا منيراوبشرٌالمؤمنين بانٌ لهم من الله فضلاكبيرا. ودرسوره حدیدمیفرماید: اوخدائیست که چون نسبت بشما رؤف ومهربانست،برای بنده اش آیات روشن میفرستدتاشماراازتاریکیهای جهل خارج کرده،بروشنائی هدایت درآورد. هوالذي‘ينزلٌ علي عبده أيات بيناتٌ ليخرجكم من الظلمات الي النوروانٌ الله بكم لرؤف رحيم. ودرهمین زمینه ودرهمین سوره میفرماید:بتحقیق رسولان خودرابا بیّنه های روشن فرستادیم وهمراه آنها کتاب ومیزان نازل کردیم تامردم بقسط وداد رفتارنمایند. لقدارسلنارسلنابالبينات وانزلنامعهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط. ولي بشربايد دعاهارا بخواندوتكرارنمایدتادعاهای اصیل امامان عليهم الصلوه والسلام رابهتردرك كرده، آنهارا چون يك نسخه شفابخش روحي عملاًومرتباًبكاربردوالاكلام هر قدرعالي باشداگرمعنيش را نفهمد ومناسبتي هم باحال وروزش نداشته باشد كوچك ترين اثري بحا لش نخواهددا شت وبهمين دليل اكثريت دعا ها اجابت نميشوندزيرانه ميدانیم چه ميخواهیم ياچه ميگوئیم ويا اصلادعا ربطی به نیازمان ندارد وفقط دعائيست كه سرسري خوانده ميشود. آیامانبایدتمام مشکلات خود رابرای طبیب معالج دقیقابیان کنیم تا اودرست تشخیص داده مارادقیقاًدرمان نماید؟البته خداوندعالم الغیب والشهاده ازهمه چیزباخبرست زیراوقتی واقعابیچاره هستیم ودعارابا سوزوگدازبیان مینمائیم اثرگذارده ونیتجه میگیریم ،لذافرمود:امنٌ‘يجيب المضطراذادعاه ويكشف السوء. وخداوند سبحان حتی به رسول مکرمّش میفرمایدبگوپروردگارامراباقدم ونیّتی صادق واردوخارج نماوازپیشگاه خود بصیرتی روشن عطافرتادائمایاریم نماید.وقل ربّ ادخلنی قدم صدق واخرجنی قدم صدق واجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا. آیااگردانشجوئی تمام کتابهای طبی رابخوبی بخواندولی استادمتبّحروباتجربه نداشته باشدکه روش عملی طبابت راباوبیاموزد،ميتواندطبیب قابل اطمینان بشود؟ درسوره مائده خدای متعال خطاب بمومنین می فرمایدپرتقوا پیشه کنید؛ ودرجستجوی وسیله مطمئن برای نزدیک شدن بساحتش باشیدودرراهش کوشش لازم بکاربریدتا رستگارشویدووسیله مطمئن برای قرب حق هم جزدنباله روی نبیّ مکرمّ وائمه علیهم الصلوه والسلام نیست تامارا بمرحله بندگی خدائی سوق دهند. یاایهاالذین آمنوااتقواالله وابتغوا الیه الوسیله وجاهدوافی سبیله لعلکم تفلحون.
مثلااگردراين قطعه ازدعای صباح حضرت علي عليه السلام توجه نمائیم ملاحظه میشودچقدربانسان درس اتکاء وتوکل میدهدوکسانیکه آنرادرسحرگاهان باتوجه درمقابل قادرمطلق بزبان ميآورند،روزخود رابا چه ارامش خاطر آغاز وباچه اطمینانی میتوان بپایان برسانند،وقی میگونید: خدایابادستی پرازامیددر رحمتت رامیکوبم وباتوّسل از افراط هوای نفس بسویت میگریزم وباانگشتان دوستی باطراف رشته های عنایتت چنگ میزنم،پس خدایاجرم ولغزش وخطاهائیکه مرتکب شده ام ازصفحه خاطرت بزداوازسقوط دروادی هلاکت من بکاه،زیراتوسّید،مولا، ومحل اميّدوآرزوی من وآخرین تکیه گاه من دردنیاواخرت هستی. خدایاچگونه بنده بیچاره ایکه از گناهانش فرار کرده وبتوپناه آورده،طرد مينمائی یاچگونه کسیکه مشتاقانه راه جناب ترامیجویدناامیدمیگردانی ویاچگونه تشنه ایکه برای سیراب شدن برلب مخازن آبت آمده تشنه برمیگردانی، حاشاکه چنین کنی زیرادریای کرمت حتی در شرایط خشک پرآبست ودرگاه لطفت حتی برای طالبان مزاحم کاملابازست وتوکمال مطلوب ومنتهی آمالی.خداوندا تمامی مهارنفسم رابریسمان مشّیت خودت واگذارمیکنم وبارگناهانم رابعفوورحمتت میسپارم وتمام هواهای نفس گمراه کننده ام رادر اختیارلطف ومهربانیت میگذارم پس خدایااین صبح مرابانورهدایت وسلامتی دین ودنیابرایم مقرر فرماو شامگاهم راسپری دربرابرمکردشمنان ونگهدارنده ای محکم درمقابل هوای نفس کشنده قراربده که توبرهرکارقادروتوانائی.پادشاهی رابهرکه بخواهی میدهی وازهرکه بخواهی پس میگیری،هرکه را بخواهی واستحقاق داشته باشد عزّت میدهی وهرکه رااستحقاق نداشته باشدباعلم لدنّی ذلیل میگردانی،خیرو خوبی بدست تست وشب رابروز وروزرابشب درمیآوری،زنده راازخاک مرده بوجودمیآوری وزنده رامیمیرانی وبهرکس بخواهی روزی بیحساب میدهی،خدائی چزتونیست.بارالها!ازهرعیب منزّهی وهمه بستایش تو مشغولند،چه کسی قدرومقامت راشناخت وازتونترسیدوچه کسی دانست توکیستی وترسی آمیخته با احترام برایت قائل نشد؟انماّیخشی الله من عباده العلماء. تو فرقه های مختلف راباقدرتت هماهنگ میکنی وبالطفت سپیده صبح را میشکافی وباکرم وبزرگواریت شب تیره وتارراروشن مینمائی وازسنگ سخت آبهای شور وشیرین روان میکنی وازابرهای متراکم آب فراوان فرومیفرستی وخورشیدوماه رابرای مردم چراغی نورانی قرارمیدهی بدون اینکه ارابتدااحساس خستگی کنی یانیازی بهمیاری داشته باشی. پس ایکه درعزّت وبقا منحصربفردی وبندگان همه بمرگ ونابودی محکومند،با درود برمحمدوخاندان متقیّنش،ندای مرابشنوو دعایم رااجابت فرماوبابزرگواریت آمال وآرزوهای مرامحققّ ساز.
چراوقتي برادران يوسف جرمشان آشکارشدجدّاازپدرخواسندبراي جرمشان استغفارکرده،دعاكندو خودشان جرات نکردنددعانمایندواوهم گفت بزودي برايتان دعاميكنم،چون آنهامجرم وشرمنده بودندو میخواستندفردبیگناهی برایشان دعاکندتادعایشان قبول شودواوهم ميخواست درسحرگاه جمعه دعاكند تا دعادرباره آنها موثرباشد.
بایدتوجه کردکه درانجيل متي ودرفصل ششم آن جهت برگزاري نمازميگويد كلاميكه درنمازبكارميبريد نبايد كلامي بي محتواباشد،معهذاميگويد:اي پدركه درآسماني، اسمت مقدّس باد.سلطنت واقتدارت درزمين همانندآسمان باد.نان روزانه مارابده.بدهي هاي ماراببخش همانطوريكه مابدهكاران خود رامي بخشيم.مارا هدایت کن وازاغوای شیطان مارانجات ده. واگرتوتجاوزات مارابیامرزی،پدرآسمانی هم تجاوزات ترامی بخشد.واگرتوتجاوزات مارانبخشی خدای آسمانی هم تجاوزات ترانخواهدبخشید.محتویات دعانشان میدهدکه بشرتمام این تقاضاهاراازعیسی علیه السلام میکندنه ازخدا.آياخدافقط درآسمانست وحكومتش فقط درعرش است ومابايددعاكنيم تادرزمين هم مقتدرباشد؟ آياخداوندیاعیسی بايدازما ياد گيرندچگونه ماراببخشدياما بايد ازآنهاياد گرفته چگونه ازگناه غیربگذريم؟وآیاعیسی علیه السلام مرتکب تجاوزاتی شده که پدرآسمانی باید بپاس گذشت ازتجاوزات ما؛تجاوزات اوراببخشد؟حال بیائید سوره حمدراکه درنمازخویش میخوانیم با این دعا مقایسه کنیم تا اختلاف شدیددعاهابرایمان بخوبی مجسمّ شود.
حضرت حسين بن علي عليه السلام دردعاي پرسوزوگدازوپرمحتواي روزعرفه ميفرمايد:كسيكه ترااز دست داد چه بدست آوردوكسيكه ترايافت چه چيزي ازدست داد؟ ماذاوجدمن فقدك وماالذي فقدمن وجدك؟ درقسمت ديگري از همين دعاميفرمايد:خداياباوجوددانشم بازجاهلم،چگونه درجهلیکه خودبدان اعتراف دارم ،جاهلي بتمام معني نباشم؟ الهي اناالجاهل في علمي فكيف لااكون جهولافي جهلي؟ حضرت علي عليه السلام دردعاي شعبانيه ميفرمايد: خداياعمرم رابادردغفلت ازتوفناكردم وجوانيم رابامستي دوري ازتوتباه نمودم.الهی وقدافنیت عمری فی شرهّ السهو عنک وابلیت شبابی فی سکره التباعدمنک. همچنين حضرت درايندعاميفرمايد:خدايادرتوّجه بنفس بخودستم كردم، پس واي برنفسم اگرمرانيامرزي،الهي قد‘جرت علي نفسي،فلهاالويل ان لم تغفرلها.درهمین زمینه حضرتش میفرمایدخدایامرایارای آن نیست تابوسیله ان نافرمانیت نکنم مگرموقعیکه تومرابلطف خودبیدارکرده باشی تاهمان طورکه تو میخواهی باشم پس تراشکرمیکنم که مرادرکرم خودداخل کرده، وقلبم راازپلیدیهای غفلت پاک نمودی. الهی لم یکن لی حول فانتقل به عن معصیتک الاّفی وقت ایقظتنی لمحبتکّ وکمااردت ان اکون کنت فشکرتک بادخالی فی کرمک ولتطهیرقلبی من اوساخ الغفله عنک.
دراينجادوسئوال پيش ميآيدكه اولاخداونديكه ازهمه چيزمامطلع ميباشد،حتي ازرگ گردن بما نزديكترست وهرچه نفس درون بماوسوسه كندميداند،ونعلم ما‘توسوس به نفسه وهرچه آشكاروپنهان كنيم باخبرست،يعلم ما‘نخفي وما‘نعلن.ونه تنهاازاسرارمابااطلاعست بلكه درجريان مخفي ترين مكنونات قلبی ماكه حتي خودماازآنهابي اطلاعيم، آگاهست، فانهّ يعلم السرّواخفي. پس ديگرچه نيازيست كه دعا كنيم؟ سئوال دوم اينكه مگرخداوندنيازمندعبادت بندگانش ميباشد كه هم تصريح فرموده عبادتش كنيم وهم قيدكرده كه دعا همان عبادت ميباشد وهم تأكيد كرده كه درصورت تخلف وتكبرورزيدن ازعبادت باخفتّ وخواري وارد جهنم ميشویدومگرخداوندآفریننده تمام زبانهای دنیا نیست،وبهرپیامبری کتابی بزبان مردم خودش،ازام الکتاب كه نزدپروردگارمقامی بس بلنددارد وسرشارازحکمت میباشد، کتابی درخوراستعدادمردم آنزمان فرستادوقرآن راهم ازام الکتاب بصورت عربی آشکاردرآوردتامردم بتوانند درک کنند؟ اناٌجعلناه قرأنا عربيالعلكم تعقلون،وانهٌ في ام الكتاب لدينالعليٌ حكيم. پس چرابایدنمازرابزبان عربی قرائت نمائیم، در حاليكه خداوندهمه زبانهارامیداندو میفهمد؟درجواب بايدگفت مگرخداوندهمه جابامانيست که ميفرمايد: هرجاشما باشيداو باشماست. وهومعكم اينماكنتم. وهركجاروكنيدهمانجاوجهه خداونديست. اينما‘تولواّ فثمّ وجه الله. پس چرافرمودبسوي كعبه نماز گذاريد؟بعلاوه مگرسجده مخصوص ذات قدوسّ حق نيست، پس چرادستور دادملائك بآدم سجده نمايند؟ جواب انست كه اولاًراستگوی واقعی را ازدروغپردازیا منافق راروشن نمايدهمانطورکه دست شیطان روشد،فليعلمّن الله الذين صدقواوليعلمّن لكاذبين. دوم اينكه فرمان برداران دريك صف متشّكل ولی همآهنگ وهم کلام درآيند،انّ الله ‘يحّب الذين‘يقاتلون في سبيله صفاكانهم بنيان مرصوص.
آياخداوندزبان بندگانش راميداند يانه واگرنميداندكه خدانيست واگرميداندچرابايدهمگي بايكزبان نمازبجا آورند؟ واين براي اينست كه اولاهيچ كلامي نميتواندجايگزين كلام خداوندسبحان بشودبعلاوه اگرهر كسي بزبان مادريش نمازبخواند،اتحادو يكپارچگي مسلمانانيكه درمكه جمع ميشونداجتماعي بي معني وزائد تلقي ميشد وساحت خدائي ازدادن دستورات بي منطق مبرّيست.ضمناً خدای متعال كوچكترين نيازي به نيايش بندگانش ندارد،بااينحال آنهارا جزبراي عبادتش خلق نكرده وفرموده:ماخلقت الجنّ والانس الاّ ليعبدون. وبراي اينكه شبهه أي پيش نيايدکه خداوند عبادت بندگان رابرای خودخواسته،بلكه برای اینکه خلق باقسط درکناریکدیگرزندگی نمایند،دستورداده صریحاً عبادتش کنندزیرابلافاصله بعدش اضافه ميكندكه نه تنها نيازمند، روزي ازسوي خلق نيست،بلكه خود روزي رسانیست پرتوان واستوار. ما‘اريد منهم من رزق وما‘اريدآن ‘يطعمون،انهّ هو الرزاقّ ذوالقوه المتين.وبجاي اسم فاعل "رازق" ازاسم تفضيلي "رزّاق" استفاده ميكند،تا بفهماند همه خلق رابفراخورحال روزي ميدهد.
آیاآنكه تقصیروقصورخودراصادقانه ودرتاريكي وسكوت شبها،درپيشگاه خدا،عذرخطاهاي گذشته رابزبان ميآورد وحقايق تلخ گذشته خودرابشعورآگاه خودميكشانند تادائماخطاهایش درذهن وشعورروشنش باقي بماند، با کسیكه ازبزبان آوردن خطاهاننگش ميآيدوسوابق اسفناكش درضميرنيمه آگاه یاناخودآگاهش مدفون شده،بافراموشي أن خاطرات،فرصت توبه ازدستش ميرو،دیکسان خواهدبود؟
پس بطورکلی معلوم شدكه بشرنیازمنددعاست وبایدمطمئن باشدكه خدای جل وعلی هرگزدرقول وفعلش تخلّف نميورزدوراستگوترازاوجودنداردزيرااونيازي نداردتادروغ گويد،ومحتاج نیست تاوعده پوچ دهد ويازيرقول خود بزند. وعدالله حقاّ ومن اصدق من الله قيلا؟ پس چرابااينهمه دعاكردن كمترجواب مثبت ميگيريم؟ جوابش اينستكه ياتقاضاهاتقاضاهاي قانوني نيست،ياباقلبي سليم بدرگاهش نرفته يادرشرايط لازم دعانكرده ويا اينكه بحال اضطرار نيفتاده ايم تاجواب بسیاری ازدهاهایمان، قطعي باشدبلكه دعاهاي مااغلب ازروي دلسيري ميباشد.آيا اضطرارفردي تک وتنها،گمشده دربيابان،گرسنه وتشنه،مواجه با خطر حیوانات درنده كه هرآن احساس مرگ و نابوديش ميرود ودعاي كسيكه دروسط دریا،طوفان سهمناک، اميدش راازهمه جاقطع کرده وازته قلب وباتمام وجوددعا ميكند،با دعاي فردي درميان فاميل كه برسبيل عادت دعاميكند،يكسانست؟مسلماً خير.بنابرين دعاوقتي مؤثرست كه يا اضطراري باشد،ياباشرايط انجام شودوويافرد،شايسته الطاف خدائي باشد، آيا كسيكه باكسب حلال سروكارندارد وحلال وحرام برايش بي تفاوتست، واصلاگامي شایسته درزندگي نه براي رضاي حق،ونه براي ديگران برنداشته، چگونه ميتواند دعايش مستجاب شود؟ ممكنست مردم عادی بروضع ظاهربسياري ازخدابيخبرانیکه بظاهربرخر مراد خود سوارند؛غبطه خورند، همانطوركه برقارون وثروتش غبطه خوردند،ولي لحظه ایکه خداوندزندگي اورا دگرگون كردمتوجه اشتباه خودگشته؛گفتندوای برماچه اشتباه میکردیم واگرخدابرمامنتّ ننهاده بودماراهم مثل اوبر زمین فرومیبرد.وای گویاکافران هرگزرستگارنمیشوند. واصبح الذین تنمنواّمکانه بالامس یقولون ویکانّ الله یبسط الرزق لمن یشاء من عباده ویقدر؛لولاان منّ الله علینالخسف بنا ویکانهّ لایفلح الظالمون. حتی خداوندبپیامبرمکرّمش دستورمیدهدباکسانیکه خدای خودراصبح وشام میخوانندورضای اورا میجویند، شكيباباش ودیدگانت برای زیور دنیا ازآنهامنصرف نشودوازکسیکه دلش راازیادخودغافل کردیم وفقط هوی نفس خودراپیروی میکند وکارش زیاده رویست اطاعت مکن.واصبرنفسك مع الذين يدعون ربهم بالغداه والعشي،‘يريدون وجهه ولاتعدعيناك عنهم‘تريدزينه الحيوة الدنياولاتطع من اغفلناقلبه عن ذكرناواتبع هويه وكان امره فرطا.
ودرتأييدهمين آيه درسوره انفال ميفرمايد:أي مؤمنان دعوت خداورسول راكه براي احياي روح وجسم شماست اجابت كنيد. ياايها الذين آمنوااستجيبوالله وللرسول اذادعاكم لما‘يحييكم.وهمانطوركه درآخرت
چیزی جزقلب سليم وقلب توبه كننده درپيشگاه خدائي موردقبول نیست، يوم لاينفع مال ولابنون، الاّ من اتي الله بقلب سليم، دردعا كردن ازپيشگاهش نيزقلب سليم،مضطر، توبه كارو قلب عاري ازهرگونه ننگ ظلم وتاريكي شرك، وآلودگي بگناه براي قبولي دعالازمست. من خشي الرحمن بالغيب وجاء بقلب منيب. پس حقیقهً متوجه ميشويم كه دعالازمه زندگيست ومنطقي هم هست كه بدرگاهش دعاكنيم زيراهمه اهل آسمان وزمين همواره ازودرخوا ست ميكنندوهم اوهمواره درکارتازه اینجانست، يسئله من في السموات والارض، كل يوم هوفي شأن. آسمانهاي هفتگانه وزمين وهرکه درانست اورا تسبيح مينمايند،وهمه چیز اوراتسبیح میکندولی شما تسبیح آنهارا درک نمیکنید. ‘تسبٌح له السموات السبع والارض ومن فيهنٌ،وان من شيئ الاٌ‘يسبحٌ بحمده ولكن لاتفقهون تسبيحهم. وحتي دربهشت اولين دعاي آنهاتنزيه خداوند وآخرين دعاي آنهاهم حمدوسپاس پروردگارست. دعواهم فيها سبحانك اللهم و تحيّتهم فيها سلام وآخردعواهم ان الحمد لله رب العالمين.بنابرين انسان چگونه ميتواندتكبرورزيده، استثنا باشد،يااصلادعانكند،يااصلاراه دعا كردن را یادنگرفته باشد،ياخودراازالطاف خدائی بي نيازبداندوازامراودائربردعا کردن شانه خالي كند؟
ابوسعیدابوالخیر.
شب خیزکه عاشقان بشب رازکنند گرددربام دوست؛پروازکنند هرجاکه دری بود؛دربندند
الاّدردوست راکه شب بازکنند
ای واقف اسرارضمیرهمه کس درحالت عجز؛دستگیرهمه کس یارب تومراتوبه ده وعذرپذیر
ای توبه ده وعذرپذیرهمه کس
الله توئی؛ازدلم آگاه توئی درمانده منم؛دلیل هرراه توئی گرمورچه ای دم زنداندرته چاه
آگه زدم مورچه درچاه؛توئی
ای دردل من اصل تمناّ همه تو وی درسرمن مایه سودا؛همه تو هرچندبروزگاردرمن نگرم
امروزهمه توئی وفرداهمه تو
یارب زگناه زشت خود؛منفعلم وزقول بدوفعل بدخود؛خجلم فیضی بدلم زعالم قدس؛ رسان
تامحوشودخیال باطل، زدلم
درهرسحری باتوهمی گویم،راز بردرگه توهمی کنم؛ عرض نیاز بی منتّ بندگانت ای بنده نواز
کارمن بیچاره سرگشته بساز
چون عودنبود؛چوب بیدآوردم روی سیه وموسپید؛آوردم خودفرمودی که ناامیدی؛ کفرست
فرمان توبردم وامیدآوردم
گرفضل کنی؛ندارم ازعالم؛باک ورعدل کنی؛شوم یک باره؛هلاک روزی صدبارگویم ای خالق پاک
مشتس خاکم وچه آیدازمشتی خاک
یارب یمحّمدوعلی وزهرا یارب بحسین وحسن وآل عبا کزلطف برآورحاجتم هردوسرا
بی منتّ خلق یا علیّ اعلی
یارب برسالت رسول ثقلین یارب بغزاکننده بدروحنین عصیان مرادونیمه کن درعرصات
نیمی بحسن ببخش ونیمی بحسین
ای خوانده ترا؛خدا،ولی؛ادرکنی برتوزنبیّ؛نصّ جلی؛ادرکنی دستم تهی ولطف تو بی پایانست
یاحضرت مرتضی علی؛ادرکنی
یارب مکن ازلطف پریشان مارا هرچندکه هست جرم وعصیان مارا ذات تو غنی وماهمه محتاجیم
محتاج بغیرخودمگردان مارا
یارب تو بفضل؛مشکلم آسان کن ازفضل وکرم؛دردمرادرمان کن برمن منگرکه بیکس وبی هنرم
هرچیزکه لایق توباشدآن کن
ای آنکه بملک خویش پاینده توئی دردامن شب؛صبح نماینده؛توئی کارمن بیچاره قوی بسته بود
بگشای خدایاکه گشاینده توئی
حال كه دانستيم كه دعانه تنهاعبادتست بلكه جزءلازم زندگي هرفردیست، چرابايداورا باسامي نيكويش بخوانيم وباسم اعظمش قسم دهيم وچراباتوسل بحق 5 تن آل عبادعامورداجابت ذات قدوسش قرارميگيرد وبادرنظرگرفتن همه اين مراتب بايد ديدباچه زبان، درچه موقع، درچه وضع، وباچه كيفيتي وبراي چه كسي بايددعاكردتا بهترين نتايج ازدعاحاصل شودوتاثيرروحي وجسمي دعا بدرگاه ذات اقدسش براي دعاكننده ودعاشونده چيست وچرادعاي انبياء واولياء همانطوركه درقران آمده همواره اجابت شده ودعاي افرادعادي كمتراجابت ميگردد؟
اول اينكه توسل باسامي ذات ويااسامي صفات خدائي، يعني توجه بصفات ممتازخدائي درذکرخفی،ما را متوجه صفات خاص،منحصربفرد،لایزال وبرجسته باریتعالی کرده،ازجميع عوامل غيرخدائي بي نيازمان ميكند. زيرا مثلا درصفت رحمانیت،چه کسی میتواندگسترده ترودائمی ترازاورحیم باشد لذاباتوسل وتکرارهر یک ازآسامی که همان صفات لایزال خدائی هستند،توحيد حقيقي يعني يگانگي ومنحصروفنانا پذیربودن صفات كمال، جلال، وجمال درذهن مانقش ميگيردكه فقط ازاوكمك بخواهيم ولاغیروهیچ عامل دیگری رامعادل یا شریک اوندانیم. ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها.وبااین شناخت درمی یابیم که هرچه ماو دیگران دارندفناپذیرست وگنجینه های خدائی پایان ناپذیرند. ماعندکم ینفدوماعندالله باق.نگاهی کوتاه بانرژی خورشیدی که میلیونهاسال ادامه داشته،وخورشیدباآن عظمت رادرجّواستوارداشته تامنظومه شمسی رانگهداری کند،باقدرت انسان که میتواندیک هلیکوپتررادرفضافقط برای یکروزنگهداردیکیست؟ وآیادرست است که بشراین قدرت لایتناهی رانادیده گرفته،بقدرت سایرین که همانند قدرت خودش میباشد متکی گردد؟ مادراثرنشناختن صفات باریتعالی گمان میکنیم ديگران همسنگ یابرترازخدای سبحان هستند وبيدليل نيست كه خداوندميفرمايد:اكثريت مردم قبل ازاينكه ايمان بياورندمشرك هستند، وما‘يؤمن اكثرهم بالله،الاوهم مشركون. زيراعملااكثرمردم اميال خودويادستورديگران رابراوامرخدائي ترجیح داده،اوامر اورانادیده میگیرند.بعبارت ديگرياخودراشريك خداقرارداده،اميال خودرادنبال ميكنندويا بمقاصد ديگران بیشترجامه عمل ميپوشانندتااوامرخدائي. لذادستورات حق درزندگي روزمره اکثریت مردم يااصلاً اثر نداردویاسهم بسياربسيار ناچیزی دارد. حضرت سجادعليه السلام ميفرمايد: خدايادوري ازتولباس مسكنت و بدبختي برتنم كرده، الهي جللّني التباعد منك لباس مسكنتي. وقرآنهم ميگويد: مثل كسانيكه خدارافراموش كرده اندنباشيدچون خداهم آنانرا رها كرده بفراموشي نفس خودشان واميگذاردتاصلاح زندگي خودرادرك نكرده خوب وبدزندگي رادرک نکننددرنتيجه فاسق خواهند شد. ولاتكونواكاالذين نسوا الله فانساهم انفسهم، اولئك هم الفاسقون. ودر سوره ابراهيم ميفرمايد:آيامتوجه شده ايدكه مردميكه نعمت خدائي راناديده گرفته، كفران نعمت كردند چگونه زندگي مرگباروجهنمي هم براي خودو هم براي مردم ايجاد كردند؟الم ترالي الذين بدلواّ نعمت الله كفرا ًواحلواّ قومهم دارالبوار،جهنم يصلونهاو بئس القرار؟ وميفرمايد:أي مؤمنين از گامهاي شيطان كه شمارابكارهاي زشت وقبيح ميكشاندپیروی نكنيدواگرفضل ورحمت خدائي نبودحتي يكنفرازشماهرگزپاك نميشد. ياايهاالذين آمنوالاتتبعواخطوات الشيطان ومن يتبع خطوات الشيطان فانه يأمربالفحشاء والمنكرولولا فضل الله عليكم ورحمه مازكي منكم من احدٍابدا. دراين آيه رحمت،همان وجودپيامبر ست كه بعنوان رحمه للعالمين براي جهانيان فرستاده وفضل هم اضافه رحمت اوست كه بصورت امامت بعداز نبوت تعيين نموده،تادينش ازساير اديان متمايزباشد،مگرخداونددرحديث معروف ومتواتركساتصريح نفرمودكه جهان ومنظماتّ آنرابخاطرآل عباخلق كردم ومگربپيامبرنفرمود لولاك ماخلقت الافلاك.اگرتونبودي افلاك راخلق نميكردم. وميفرمايد: بگوفضل دردست خداوندست،بهركه صلاح بداندباعلم گسترده خودميبخشدوهمانگونه كه رحمتش گسترده است، فضلش نيزعظيمست.قل انّ الفضل بيدالله،‘يؤتيه من يشاء،و الله واسع عليم، يختص برحمته من يشاء، والله ذوالفضل العظيم.
اباعبدالله الحسين عليه السلام ميفرمايد: ماخلق الله عباده الّاان يعرفوه، واذاعرفوه عبدوه، واذا عبدوه استغنوابعبادته عن عباده المخلوق.خداوند بندگانش راجزبراي اينكه اورابشناسند خلق نكرد،تاپس ازشناخت عبادتش كنند وبا عبادتش ازعبادت وبندگي مخلوق بي نيازشوند.البته باشناسائي صفات باريتعالي متوجه میشویم كه بندگي اومنبع لايزال همه چيزست درحالیکه اطاعت هرنیروی دیگرجزنکبت وبدبختی نیست.
حضرت سجادعليه السلام ميفرمايد: تودرهرمكاني ستايش ميشوي،درهرزماني معبودعالمي، درهرلحطه موجودي، بهرزبان خوانده ميشوي، ودرهردلي بعظمت يادميشوي.انت المسبحّ في كل مكان،والمعبود في كل زمان،والموجود في كل اوان،المدعوّبكل لسان،والمعظمّ في كل جنان. يعني خداوندسبحان خالق ومدبرّ عالمست وهمه موجودات عالم باين حقيقت اعتراف دارند مگرافراد لجوج،پرعناد،بي توجه وبيشعور.
ازتعريف امام چنين برميآيدكه زمان ومكان ومقام مهم نبوده،مهم اینست که همه نیازمندبخالق هستندوفقط بایدعرض نیازبه پیشگاه اوکردمگراینکه درلاك ماديات وحيوانيت خود فرورفته باشندكه متوجه فساد روح وروان خودنباشند. کاراین افرادبجائی میرسدکه بافرادمؤمن ومعتقدميخندندوآنانرا ببادمسخره گرفته،گمراه میپندارندومتاسفانه موقعي متوجه ميشوندكه ديگركارازكارگذشته است.انّ الذين اجرمواكانوا من الذين آمنوايضحكون،واذا مرّوابهم يتغامزون، واذاراوهم قالواانّ هولاءلضالوّن.
بهترين موقع براي دعاكردن قنوت نمازها،آخرين سجده نمازها،بلافاصله بعداززوال آفتاب، درحول وحوش غروب آفتاب،ونمازشب وبین الطلوعین وسحرگاهان،شبهای جمعه،شبهای قدر،شب عرفه ونیمه ماه شعبانست كه با وضو روبقبله درپيشگاه حضرت حق بدون تظاهربعرض حاجت ميپردازيم. درآخرين آيه اولين سوره نازل شده خداوند متعال ببنده اش ميفرمايدسجده كن تابقرب جوارحق نائل شوي. بنابرين موقعيكه دربرابرعظمت يكتا بخاك ميافتيم وبدينوسيله نهايت ذلت وخضوع ظاهري رانشان ميدهيم يكي ازبهترين فرصتهائیست كه ميتوان باادعيه كه حال مارابيان ميدارند،باخضوع وخشوع بدرگاهش عرض حاجت کنیم. خوشبختانه ائمه اطهارعليهم الصلوه والسلام ادعيه پرمحتواوذيقمتي ازخودبرايمان بارمغان گذاشته كه مشابه آنهارادرجائي جزاهل بيت وطهارت نميتوان یافت. وباین ترتیب می بینیم خدای متعال تا چه حّد به بندگانش فرصت میدهدتااگردقایقی ازروزرافراموش کردنددربقیه آیام بادعاجبران مافات نمایند.
درنمازشب حضورقلب ومطابقت قلب وزبان شديدترواداي كلام دقيقتروا ستوارترست زیراصفاي روح انساني وآرامش دروني درشب بیشروبرعکس آزارهاي كاهنده نفس درروزبيشترست انّ ناشئه اليل هي اشدّ وطأ واقوم قيلا. زيراازدوسيستم خودكارعصبي،سيستم آرامبخش پاراسمپاتيك، شب هنگام غالبتر مي باشدكه نه فقط بدن را براي تمركزحواس وسربجيب مراقبت فروبردن مناسبتر ميسازد،بلكه انسانرابراي عبادت باتفكرواداي نمازشب آماده ترازروزميكندلذاخداوندميفرمايد: نيمه شب بيدارشو،قم الليل. نام پروردگارت راببروازديگران ببروتنهاباو پرداخته،رازونیازکن. واذكراسم رّبك وتبتلّ اليه تبتيلا. بنابرين تاحدامکان نباید ازنمازشب غفلت كردكه اميدست پرورد گارباذاء شب زنده داري ونافله شب مقامي ستوده براي انسان بوجودآورد. ومن اليل فتهجدّ به نافله لك عسي ان يبعثك ربك مقاما محمودا. ولذادرمي يابيم كه چرابسياري ازپويندگان راه حق شبهاكم ميخوابند ودرسحرگاهان درپيشگاه خدايشان استغفارمينمايند ودر اموالشان حقي براي سائلين ومحرومان جامعه قائلند.انّ المتقين في جناتّ وعيون،كانواقليلاًمن اليل مايهجعون وبالاسحارهم يستغفرون،وفي اموالهم حق للسائل والمحروم.وهمين متقين هستندكه شبهاي سرد وبلندزمستان ازبسترگرم ونرم بلندمیشوند وخواب شیرین رابرخودحرام میکنندوخداي خودرا بابيم واميد ميخوانند. تتجافا جنوبهم عن المضاجع، يدعون ربّهم خوفاً وطمعاً. ودرآخرين آيه همين سوره هم بطور تأكيددوبارميفرمايد:هرقدرممكنست نمازشب بخوانيد،يكمرتبه دراول آيه ميفرمايد: فاقرءواماتيسرّ من القرآن.وبار ديگردرآخرآيه ميفرمايد: فاقرءواماتيسّرمنه. ودرسوره اسري ضمن يادآوري نماز هاي يوميه،نمازرا"قرآن" ونماز سحرگاهي را"قران الفجرناميده" كه موردشهادت هردودسته ازفرشتگانيكه ميايندوميروند،ميباشد،اقم الصلوه لدلوك الشمس الي غسق اليل وقرآن الفجر،انّ قرآن الفجركان مشهودا. وبایدتوجه داشت چنانچه مقرّبين تنهاباداي نماز يوميه كه يك امرمولوي براي همه بندگانست، بپردازندواز امرارشادي مثلا نمازشب غفلت كنند، دچارترك اولي شده، بعقاب خدائي گرفتارميگردند،لذاگفته اند: حسنات الابرارسيئات المقربين. بعبارت ديگرنمازشب براي بندگان عادي،امرارشاديست،كه اگرهم انجام ندادند، گناهي مرتكب نشده اند،حال آنكه براي مقرّبين امرمولويست،واگرانجام ندهنددچارگناه ميشوند.
ازمولوی:
گرتراازغیب چشمی، بازشد باتوذراتّ جهان همراز،شد نطق آب ونطق خاک ونطق گل
هست محسوس حواس اهل دل جملهء ذرّات درعالم، نهان باتومیگویند،روزان وشبان
ماسمیعیم وبصیروباهشیم باشمانامحرمان، ماناخوشیم ارجمادی سوی جان جان، شوید
غلغل اجزای عالم، بشنوید فاش تسبیح جمادات، آیدت وسوسه تاویلها،بگشایدت
ازحافظ:
دوش وقت سحرازغصه نجاتم دادند وندرآن ظلمت شب آب حياتم دادند-
بيخودازشعشعه پرتوذاتم كردند باده ازجام تجليّ صفاتم دادند
چه مبارك سحري بودوچه فرخنده شبي آن شب قدركه اين تازه براتم دادند
بعد ازاين روي من وآئينه وصف جمال كه درآنجاخبرازجلوه ذاتم دادند
من اگركامرواگشتم خشدل چه عجب مستحق بودم واينهابزكاتم دادند-
هاتف آنروز بمن مژده اين دولت داد كه بان جوروجفاصبروثباتم دادند
اينهمه شهدوشكركزسخنم ميريزد اجرصبريست كزان شاخ نباتم دادند
همت حافظ وانفاس سحرخيزان بود كه زبندغم ايام نجاتم دادند
وقتي درقنوت نمازبنده ای حقیراحساس میکنددستهایش را بسوي آسمان وعرش بزرگ الهي بلندکرده، حالت خضوع وتمنای واقعی درپيشگاه حضرتش پیدامیکند،واگراین حالت باکلمات نورانی ودلنشین امام علیه السلام توام شده باشدكه ازصفاي درون مشارالیه نشئه گرفته نه فقط خضوع ظاهربا خشوع باطن توام ميگردبلكه روح دعاكننده صيقل یافته،اشك شوق درچشمانش حلقه میزند،نوراميددردلش ميتابدوايمان اوبرخدابيشترمیشودوبراوتوكل مينمايد.
درخرابات مغان نورخدامی بینم این عجب بین که چه نوری زکجامی بینم
سوزدل اشک روان آه سحر ناله شب اینهمه ازنظرلطف شمامی بینم
پس ايمان وانجام نمازازروی شوق،توام باکلمات جانبخش امام راستین درقنوت، .علاوه بروجدروحي، لذت سمعي وبصري وشادي همه جانبه براي شخص نمازگذار بوجودميآوردکه نمازرابرایش درحقيقت سنگروپناهگاهي محكم ميسازدتا بدان استعانت جويد،استعينوا بالصبروالصلوه وانهاّلکبیره الاعلی الخاشعین امام سجادعليه السلام ميفرمايد: خدايابمن قوتي در طاعت، نشاطي درعبادت،رغبتي در ثوابت،وكناره گيري ازآنچه عذاب دردناك برايم ايجاد ميكند عطا فرما.الهي اجعل قوتي في طاعتك، ونشاطي في عبادتك،ورغبتي في ثوابك،وزهدي فيما‘يوجب اليم عقابك.امابايددانست كه نمازهاي روزانه فرمولي تقريباثابت داشته،باقرائت حمدوسوره وركوع وسجودوتشهدوسلام، پايان ميگيرد،ولي دعاهائيكه نيازهاي روحي مارادرقنوت وآخرين سجده به پيشگاه باريتعالي عرضه ميدارند، رنگ وجلوه وارزش نمازرادرروحمان بكلي عوض مينمايند،مثل وقتی باتاسّی ازکلام معصوم بگوئيم:خدايا دردلهاي مانهالهاي محبت بكارونورمعرفتت را برايمان تمام كن،شيريني عفوولذت آمرزشت رابمابچشان، وديدگانمان رابجمال رويت روشن فرما،عشق اين دنيا راازدل مابركن همانطوركه ازدل صالحان برگزيده ونيكان مخصوصت بركنده أي. اللهي اغرس في افئدتنااشجارمحبتك،واتمم لناانوار معرفتك،واذقناحلاوه عفوك ولذه مغفرتك،واقرراعيننايوم لقائك برؤيتك، واخرج حبّ الدنيامن قلوبناكمافعلت بالصالحين من صفوتك والابرارمن خاصتكّ. ویاموقعیکه ازکلام حضرت علی امیرمومنان استعانت گرفته،بگوئیم: خدایاعزتّ برایم بس که بنده توباشم ومفتخرم که توپروردگارم باشی،توآنطوری که دوستت میدارم،ولی مراآنچنان کن که تودوست میداری.الهی کفی بی عزّاً ان اکون لک عبداوکفی بی ان تکون لی ربا،انت کم احبّ فاجعلنی کماتحبّ.
البته ادعيه ائمه عليهم السلام بيشتربصورت آئينه تمام نماي شرح حال انسانهاي خطاكار،مقصر،ولي متنبهّ ميباشند كه بايك چنين دعاهاي كوتاه ولي پرمعني روح وروانشان شادميشود.
خدايامراانقطاع كامل بسوي خودت عطافرماوديدگان قلبهاي مارابنوريكه بتوان باآن تراديدروشن فرماتاديده بصيرت مابتواندپرده هاي نوررابدردومارابمعدن عظمتت متصل كرده وروح مارا بمقام قدست پيوند دهد،الهي هب لي كمال الانقطاع اليك،وانرابصارقلوبنابضياءنظرهااليك حني تخرق ابصارالقلوب حجب النورفتصل الي معدن العظمه وتصيرارواحنامعلقه بعزّقدسك.
حال بايدديدچراپس ازتوسل باسامي مبارك ونيكوي خداوندي بايدبحقايق 5 تن آل عبا كه حضرات محمد، علي، فاطمه،حسن،وحسين عليهم السلام ميباشد متوسل شد؟ وآيااينعمل شرك محسوب ميشوديانه؟ وچرا بسياري ازانبياء سلف بنامهاي 5تن ازدرگاه خدائي سئوال كردند؟
1-كلماتيكه حضرت آدم عليه السلام بوسيله جبرئيل تلقي كرد،نام چه كساني بود؟ فتلقيّ آدم من ربه كلمات فتاب عليه، انه هو التواب الرحيم. آياحضرت عيسي عليه السلام درقرآن كلمه أي ازكلمات خدانبودكه بحضرت مريم القاشد، ازاينرو5 تن هم كلمات هستندولي وقتي مي فهميم درآخر زمان موقعيكه حضرت مهدي عجل الله فرجه الشریف باحضرت مسيح عليه السلام ميآيندوحضرت مهدي علیه الصلوه والسلام بحضرت مسيح علیه السلام ميفرمايد شما امام جماعت شويدونمازبخوانيد، وحضرت عيسي درجواب ميگويدشمامقدّم هستيد وامام مردم شمائيد، آنوقت معلوم ميشودكه چرااولاائمه عليهم السلام طبق سوره ابراهيم كلمه طيبهّ ناميده شدندوچراحضرت مهدي عليه السلام كه بنا بمشيت اللهي وظيفه أي برترازهمه انبياء واولياء دارد، كلمه تامهّ ناميده شده،وازهمينجامشخصّ ميگردد كه چرارسول مكرّم واولادان اوبايد برسايرانبياء برتري داشته باشند زیرااولین نوریکه خداوندازنورخود خلق نمودنورمحمدواهل بیت طاهرین اوبود.
2-موقعيكه حضرت نوح علي السلام بسفينه نجات سوارشد بنابامرخدائي وابلاغ جبرئيل امين نام 5 تن رابرتخته چوبي حك كردتا بسلامت زيرنظرخداوندازحوادث طوفاني نجات پيداكند؟ وخداوند اين سفينه راطبق قولي كه داده بود براي عبرت آيندگان نگهداري كردبطوريكه اخيراروسها دركاوشهاي زمين شناسي درشمال تركيه چوبهائي ازكشتي نوح پيداكردند كه نوع چوبش با چوبهاي امروزي كاملا فرق داشت وبروي يكي ازآنهاكه سالمترمانده بود نام 5 تن آل عبابخط عبراني حك شده كه درموزه مسكو نگهداري ميشود.وحملناه علي ذات الواح ودسرتجري باعينناجزاءً لمن كان كفر،ولقدتركناها آيه فهل من مدكرّ؟واين آيات سوره مباركه قمر است كه درباره كشتي نوح وطوفان وبقاياي آثارهمان كشتي صحبت ميكند. وچون ممكنست اين سئوال براي افرادشكاك، خرده گير، نكته سنج، ودقيق پيشآيدكه چگونه اسامي 5 تن كه قرنهابعددرتاريخ پابعرصه گيتي گذاردند،ميتواندبروي تخته چوبهاي كشتي نوح كه قرنهاپيش بوده،حك شده باشد؟ گرچه جواب اين سئوال ازنظرعقل ونقل روشنست ودليلي نداردكه خداوند براي بشر بطورواهي داستانسرائي كرده باشد،ميگوئيم اگرشما بخواهيدبنائي بسازيدناچاراًبايدبا گروههاي مختلف قراردادبسته كه هرگروه چه موقع برسركارحاضرشده، وظائف خودراانجام دهند تاسرانجام آخرين گروه بنارا تكميل كرده،نقايص رابرطرف نموده، تحويل صاحب كار دهد، بطوريكه شماازابتداي كاروحتی پيش از شروع ساختمان گروه ريزه کاریاآخرین گروه كه بايدتمام نقائص رابرطرف نمايدوخانه کامل وبی نقص را تحویل شمادهد،میدانیدو معینّ نموده ایدچه موقع بایددست بکارشوند درحالیکه هنوزکوچکترین خبری ازساحتمان خانه درکارنیست. چطور خدائيكه تمام جهان رابراي بشرخلق كرد واورابزيورعلم وفطرت طبيعي بياراست تا بتواند خالقش راکماهوحقه بشناسد،نمیداندوتعیین ننموده کدام گروه ازصالحان وبرگزيدگان وبرجستگان بایدبراي تکمیل خانه دین ًوتشريع خواهندآمد تابشررابطورکامل هدايت نمایند؟ درست است که درخانه ناقص وکاهگلی،بدون پنجره ولوله کشی آب وبرق وتهویه وحمّام هم میتوان تا حدودی زندگی کردولی آیازیست درمنزل کامل بسی راحت ترنمیباشد؟ مسئله خانه دین هم عیناً از دیدگاه خالق چنین بوده که هریک ازپیامبران مختلف ازحضرت آدم تامحمّد علیهم السلام بیایندتاهریک گوشه ای ازخانه دین یاخانه توحیدویکتاپرستی رابناکنندتااینکه خاتم پیامبران آنراازهرجهت تکمیل کرده، تحویل تمام جوامع بشری دهد،وبکلیه مردم جهان تفهیم نمایدکه خدائی جزخدای یگانه نیست. ومامن اله الااله واحد، وآنانراآگاه نمایدکه عالم خلق وامرمنحصرًادرید خدای پربرکتی است که پرورش دهنده جهانست. الاله الخلق والامر،تبارک الله ربّ العالمین.بهمین دلیلست که درهیچکدام ازادیان گذشته باین جمله که امروزدین شماراازهر حیث کامل کرده ام ورضایت بآن دادم جزدرقران مجید، دیده نمیشود.الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا. وهیچ دینی تاقبل ازدین اسلام،اسلام نامیده نشد، گرچه پیامبرانش همه مسلمان ویاتسلیم ذات اقدس حق بودند.ودرسوره آل عمران خدای جلّ علی تصریح میکندکه ابراهیم نه یهودی،نه نصرانی ونه مشرک بود،بلکه مسلمان واقعی راستگرابود. ما کان ابراهیم یهودیاّ ولانصرانیاً ولکن کان حنیفاً مسلماًوماکان من المشرکین.
وطبق اخبارواحاديث متواتر،آدم ميان آب وخاك بودووجودش صورت هستي بخودنگرفته بودكه حقيقت محمدو فرزندانش وجودداشت واصولا دنيا بوجودآمدتاحضرت آدم علیه السلام بتوانددرآن زندگي كرده، اساس توحيدراپايه گذاري نموده، راه رابراي خاتم پيامبران صاف نمايدوخاتم پيامبران هم بايد بنوبه خوددين راازهرجهت تکمیل میکردوتحويل جامعه بشریت میدادولي لازم بودبناي اسلامیكه بدست منجي بشرورحمت جهانيان حضرت ختمی مرتبت تکمیل شود،بعداًبوسيله افرادي صالح وشايسته وحنیف همانند قائد عظیم الشان اسلام نگهداري شودكه وجود ائمه عليهم الصلوه والسلام، جواب مسئله ميباشد.واین نظر درآخرین آیات سوره یوسف بچشم میخورد.قل هذه سبیلی ادعواالی الله علی بصیره اناومن اتبّعنی وسبحان الله وماانامن المشرکین. بعبارت ديگربعدازنبوّت عامّه که ازحضرت آدم شروع شده بود،به نبّوت خاصّه باحضورنبیّ مکرّم اسلام خاتمه یافت،درعینحال امامت عامّه باوجود حضرت رسول اکرم آغازگردید تا بامامت خاّصه كه وجود بقیه الله الاعظم روحی وارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء خاتمه یابد.درنتیجه تعریف حقیقی نبیّ مکرّم اسلام، خاتم پيامبران پيشين وپيشكسوت امامان آينده است درصورتيكه تعريف جامع حضرت صاحب العصروالزمان، وتمّت كلمت ربك صدقاًوعدلا. ميباشدكه كلمه حق یا احکام آسمانی که بطورنظری بوسیله پیامبراکرم تحقق یافته بود، باظهورامام زمان ارواحنالتراب مقدمه الفداء، بصورت عدالت عملی وبدون هيچگونه تناقضی بروي زمين اجراخواهدشدانشاء الله وآنجاست كه واقعيت غالب شدن دين حق بركليه اديان مصداق پيداخواهدكرد.هوالذي ارسل رسوله بالهدي ودين الحق ليظهره علي الدين كله. وحقاً جاداردکه ارواح خودرافدای قدومش کنیم زیراببقای معّظم له دنیای مابقامی یابد وروزی مردم ببرکت اوتامین میگردد وبوجودش زمین برقرامیشودوقسظ وعدالت واقعی اجتماعی برقرارمیشود.
ببقائه بقیت الدنیا وبیمنه رزق الوری وبوجوده ثبتت الارض والسماء وبه یملاء الارض قسطاوعدلا.
3-وقتيكه حضرت رسول اكرم درمعيّت جبرئيل بدربهشت رسيدند بنابامرخداوندي،جبرئيل عرضه دا شت رمزبازشدن دربهشت اینست که بگوئید: ياحميد بحق محمد، ياعالي بحق علي، يافاطربحق فاطمه، يامحسن بحق الحسن، وياقديم الاحسان بحق الحسين. درحديث كساهم خداوندسبحان خطاب بجريئل وساكنيّن آسمانهاميفرمايد: آسمان وزمين وچرخ وفلك رابخاطرمحبت كسانيكه درزيرعباهستندخلق كردم ووقتي جبرئيل عرضه ميداردچه كساني زيرعبا هستند. خداوند اعلی ميفرمايد: آنهااهل بیت نبوتّ ومعدن رسالت میباشندوعبارتندازفاطمه وپدرش، شوهرش، وپسرانش وملاحظه ميشودكه فاطمه زهراعلیها سلام بقول حّق تعالی رل محوری آل عباداشته،زيرا ازطريق معظّم لهاست كه بايدديني كه بوسيله پيامبرمکرّم بناشده، ادامه يابد.واین حقیقت علاوه براین حدیث قدسی درمسئله مباهله وهم بوسیله حدیث قدسی لولاک ماخلقت ثابت تائیدمیشودکه دردنباله این حدیث خداوندسبحان میفرماید:پیغمبراگرعلی نبودتراخلق نمی کردم. ولولاعلی ماخلقتک. وبعدش میفرمایداگرفاطمه نبودشمادوتاراخلق نمیکردم.ولولافاطمه ماخلقتکما.
واین حدیث بوضوح مدّلل میداردکه دین اسلام بایدبوسیله رهبری رسول مکرّم بناشده،بوسیله حضرات علی وفاطمه علیهم السلام وفرزاندانشان ادامه یابد. بنابرین کسانیکه میخواهندخدای خودرابخوانندبایداز طریق شماآغازنمایندوبهمین دلیل باریتعالی بشماجهان راافتتاح کردوبشماهم جهان راخاتمه میدهد.من اراد
الله بداء بکم، وبکم فتحالله وبکم یختم الله.
4-وموقعيكه نصاراي نجران درسال هشتم هجري بپيامبري حضرت رسول اعتراض نمودند، خداوندبراي اينكه حقانيت حضرتش براي همه مردم آنزمان وجهانيكه بعدپابعرصه وجودميگذاردروشن شودودردعا وادعايش حتما موفق باشددستورداد زنان وپسران وخودشان ازهردو طرف درصحنه مباهله حاضرشوند؟ وحضرت رسول اكرم نيزطبق دستورپروردگار،چون پیامبرمکرّم طبق قرآن کریم جزوحی عمل نمی نماید، وماینطق عن الهوی ان هو الاوحی یوحی، حضرات علي، فاطمه، حسن، وحسين عليهم السلام رابصحنه مباهله حاضرنمودوموقعيكه نصارا چهره هاي نوراني ومعصوم آنهارا مشاهده نمودندودانستند آنهااهل بيت اوهستند، پنداشتندكه اگرمحمدبرحق نبودبايد ديگران رابصحنه ميآورد،نه اهل بيت خودراكه اگردعاي مااجابت شودلااقل فاميلش نابودنگردند،پس حتما محمدبر حقست كه اهل بيت خودراحاضرنموده، بعلاوه پیش خودگفتندازطفل چندماهه دربغل محمدوپسر5/1ساله دردست اوچه کارساخته که باخودآورده لذاازمباهله صرفنظركردند؟ فمن حاجّك فيه من بعدماجائك من العلم، فقل تعالواندع ابنائناوابنائكم ونسائنا ونسائكم وانفسناوانفسكم، ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علي الكاذبين. دراینجا چندنکته برای یادآوریست:
I- رسول اكرم ازميان تمامي صحابه، فقط اين چهارنفزراطبق امرپروردگاربمباهله میبرد ولاغیر. و خداوندسبحان بحضرت رسول کسانیکه رابرای خودخالص نموده :مخلص: میفرماید براي مباهله همراه ببردكه دعايشان مورد قبول ذات اقدسش قرارگيرد. وچهره هاي مخلص موجوددرآن زمان برای مباهله جزاین چندتن نبودند که شايستگي شرکت درمباهله داشته باشند.
II-ثابت میشود که علي علیه السلام دراين قضيه نفس پیامبرست بااین تفاوت که اونبی وعلی امامست.
III-ونشان میدهدکه بعدازوفات رسول اکرم فقط این چهارنفرکه درزمان مباهله وجودداشتندحائزمقام رهبری هستندکه دراین میان فاطمه زهراعلیهاسلام واسطه رهبریست.
IV-گرچه پیامبربتنهائی برای مباهله آمادگی کامل داشت ودرسوره نساء خاطرنشان میساردکه استغفارنبیّ مکرمّ برای ظالمین بنفس خودکاملا موثرست، ولوانهمّ ظلمواانفسهم جائوک فاستغفروالله واستغفرلهم الرسول لوجدواالله تواباّ رحیما. معهذاچهارنفردیگرازمصومین رابصحنه میآوردتادعاقاطعانه موثرباشد پس ماهم بایددسته جمعی دعانمائیم تادعاباجابت نزدیک شود. همانطورکه مادرنمازهاباوجودیکه یک نفرمیباشیم میگوئیم ماازتواستعانت میجوئیم چون بتنهائی توان اینکاررانداریم.
مسئله ديگردردعاكردن اينستكه بايدديگران رادعاكردوسپس بخودپرداخت. وقتي حضرت مجتبي عليه السلام ازمادرش فاطمه زهرا عليهاسلام سئوال ميكند چراتمام شب بمردم دعاكردي و بخودت دعانكردي؟ مادر فرمود: اول همسايه سپس اهل خانه، الجارثم الدار. ودراين ميان دعاي بروالدين چه زنده وچه مرده ازهمه واجبترست چه حضرت باریتعالی بعدازدستورعبادت خود سفارش نيكوكاري بپدرومادررالازم شمرده، ميفرمايدملال خاطرآنهاراببارنياوريدوضمن تواضع وفروتني دربرابرشان، برايشان دعاكنيد تا خداوند بخاطراينكه دركودكي شماراپرورش داده اند، برآنها رحمت آورد. وقضي ربك الاّتعبدواالاّاياهّ وبا لوا لدين احساناً، اماّيبلغنّ عندك الكبراحدهما اوكلاهمافلاتقل لهمااف ولاتنهرهماوقل لهما قولاً كريما، واخفض لهماجناح الذل من الرحمه وقل رب ارحمهماكما ربياني صغيرا.نكته بسيارحائزاهميت اينكه خدای متعال براي پدرومادركه رل پرورش جسمي مارا بعهده دارندچنين سفارشي نموده،درحاليكه نفس ماکه حيات معنوی جسم ماراتامين ميكندبطوریکه جسم بيروح ونفس بسرعت پوسیده، متعفن میگرددوروح ماست كه درعالم برزخ باقي ميماند وروحست كه اندام وجوارح مارابکار انداخته،باالهام نفس مارا به خیرئشرّ وامیدارد.آگرنفس ازگناه پاک گردد،دردنیاوآخرت رستگارمیگرددوچنانچه پنهانش کنددردنیاو آخرت زیانکارمیگردد. ونفس وماسویهاّ فالهمهافجورهاوتقواها،قدافلح من زکیهاّ وقدخاب من دسیهاّ. ودرست است که روح درجمادات،نباتات، حیوانات،انسانهای خدانشناس، وانسانهای وارسته بتمام معنی وجودداردولی هرکدام روحی خاص برای خوددارندولی این نفس آدمیست که بصورت نفس آماره بالسوء نفس لوامهّ ویانفس مطمئنهّ درمیآید. وحال بایددیدآياآن احترامي راكه بنابامرپروردگاربراي مربيان جسمي بايد قائل باشیم،كه بآنهاحتي هرگز"اف" نگوئيم، حقيقه براي مربيان ومرشدان روحي ورواني كه خداوند منانّ بعنوان امام وصرفاً براي هدايت ما تعيين كرده است، قائليم؟ وآيامودّت كه محبت قلبي وعملي را هرگزبموجب آيه مودهّ في القربي نسبت باآنان رفتارمیکنیم يااينكه يكايك انهاراياباتيغ كين درميدان شهادت،ازميان برديم، يادرزندانهاوخانه هايشان زنداني كرديم، ويابازهركين درمنازلشان وزندانها وتبعيدگاهشان هلاك نموديم؟ دراینصورت ماانسانها باید تاچه حددربرابرالطاف خدائی بقصوروکوتاهی واعمال وقیح خودصمیمانه عذرخواهی کنیم؟
بايددانست چگونه ميتوان شرائط دعاكردن رابوجودآورد؟ درحديثي آمده كه كسيكه چهل روزخودرابراي خدی سبحان ا خالص سازد تمام منابع وچشمه هاي حكمت كه ازرشمندترين گوهر انسانيست كه بهمه داده نميشود، ‘يؤت الحكمه من يشاء ومن‘يؤت الحكمه فقد ‘اوتي خيراًكثيراً،ازقلبش بزبانش جاري ميشودودر نتيجه فرم دعاهاوكلامش تغييركرده بفرم مؤثري درخواهدآمد. من اخلص لله اربعين صباحاًجرت ينابيع الحكمه من قلبه الي لسانه. اولابايدديدچگونه ميتوان خودراخالص كرد تاباين حكمت دست يافت ودرثاني چرا حكمت ازقلب بزبان جاري ميشودوازجاي ديگربدن بزبان سرازيرنميگردد؟
ميدانيم رگهائيكه خونرابقلب ميرسانندوريدناميده ميشوند، ولي خونيكه ازپيوندوريدهادرنزديكي قلب درست شده وعمده خون راببدن ميرسانند بنام حبل الوريد، گفته ميشودوخداوندميفرمايد: من ازاين رگ هم بشما نزديكترم. ونحن اقرب اليه من حبل الوريد. وبدانیدکه خداوند بین انسان وقلبش حائلست. واعلموانّ الله یحول بین المرء وقلبه. بنابرين خداوندميخواهد بفهماند كه درون قلب شما هستم اينست كه حكمت ازدرون قلب بزبان جاري ميشودوبهمين دليل بمايادداده عرضه بداريم: خداياقلب مارابعدازهدايت ازحضورخودت خالی نگذارتامنحرف نشویم. ربنالا‘تزغ قلوبنابعداذهديتنا. عامل اصلي خالص شدن هم فقط چهل روزه خاص الخاص ميباشد نه روزه داري عادي كه فقط ماراازغذا،آب، وعمل آميزشي بازدارد. بلكه روزه ايكه تمام اندام وجوارح آدمي حتي بشره اش هم روزه باشد،چه رسدبه چشم وگوش وجوارح ديگرو بالاخره روزه ايكه نيت آدمي راهم پاك سازددراينصورتست كه،‘ادعوني استجب لكم، محقق شده ومصداق پيداميكند.
حال همانند دانشجوي پزشكي كه تمام دروس تئوري وآكادميك رادركلاس درس فراگرفته وميخواهددر بيمارستان نحوه معالجه عملي رابروي بيمارپياده كند، ماهم ميخواهيم روش عملي دعاكردن وصفابخشيدن بروح بيمارخاطي وعصيانگرخودرا درشب تيره وتارولي آرام و آرامش بخش دورازهمه اغتشاشات فكري روزانه درپيشگاه خالق جهان درمان كنيم.گرچه اين يك روش ساده وسريعي نيست كه بتوان دراین
جادرج شودوممارست وپشتكارلازم دارد تاازمزاياي بيچون وچراي دعابرخوردارشويم ومقاله كامل دیگری براي اينكارموردنيازست معهذاازآخرين فرصت استفاده كرده يادآورميشودكه بايدابتداازخداوند عاجزانه وملتمسانه خواست. ربّ ادخلنی مدخل صدق واخرجنی مخرج صدق واجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا. تادراين منظورمارا موّفق داشته، همه گونه وسائل لازم رابرای دعاکردن برایمان فراهم آورد زیرااو،مسّبب الاسباب.میباشد. باید توان آن داشته باشیم ازخواب شيرين دروسط شب صرفنظرکنیم، اغواهاي هواي نفس ووسوسه هاي شيطان گمراه كننده را خنثی نمائیم، خلوص نیتّ وشناختی عمیقتر بدست آوریم وتوفثقی پیدانمودکه رضایت خاطرحق درآن باشد. اللهم ارزقناتوفيق الطاعه و‘بعدالمعصيه وصدق النيه وعرفان الحرمه واكرمنابالهدي والاستقامه، تا نه تنها دراین امرموفق شویم، بلكه بدانيم خدائيكه تمام نعمتهاي ظاهري وباطني راحتي بدون اينكه تقاضاكرده باشيم بيحساب وبيشماروبدون منتي بماارزاني داشته، بنحويكه اگربخواهيم آنهاراشماره كنيم هرگزنميتوانيم،وآتاكم من كل ماسئلتموه وان تعدّوانعمت الله لا‘تحصوها ، وخدائيكه اصلا مغفرتش براي ظلم بندگانش ميباشد. وانّ ربك لذومغفره للناس علي ظلمهم.وخدائيكه باانجام اعمال نيكو بديها وگناهان راپاك ميكند،همانطوركه كامپيوتربادكمه حذف چنين ميكند،انّ الحسنات‘يذهين السيئات، وخدائيكه نيكي راده برابرولي بدي راهمانقدرجزا ميدهد، من جاء بالحسنه فله عشرامثالها ومن جاء بالسيئه فلا‘يجزي الامثلها. حتي خدائيكه اگرازگناهان كبيره كه نهي شده ايم اجتناب كنيم كليه گناهان صغيره وخطاهاي ديگرمارا بخشيده مارابمقامي بلند ميرساند، ان تجتنبوا كبائرماتنهون عنه‘نكفرّعنكم سيئاتكم و‘ندخلكم مدخلاًكريما. وازان برترخدائيكه باتوبه، ايمان، وعمل صالح نه تنهاگناهان رانابودميسازدبلكه گناهان رابكارهاي نيكومبدلّ ميكند، من تاب وآمن وعمل عملاً صالحاً فاولئك‘يبدّل الله سيئاتهم حسنات، وخدائيكه بپيامبرش ميفرمايد: ببندگانم خبربده كه من آمرزنده مهرباني هستم. نبئّ عبادي اناالغفور الرحيم. وخدائيكه اگرمي خواست مردم رابسزاي جرمشان گوشمالي دهدجنبنده أي بروي زمين باقي نميگذارد، بلكه تازماني معين بانان مهلت ميدهدتافرصت توبه پیداکنند. ولو‘يؤأخذالله الناس بظلمهم ماترك عليها من دابه ولكن ‘يوخرّهم الي اجل مسّمي وخدائيكه يك لحظه ازكارجهان وجهانيان غافل نبوده، كلّ يوم هوفي شأن، وحتي يك چشم برهم زدن ما درهرلمحه ولحظه وآن،دردست اوست. وخدائیکه دری بنام توبه بروی بندگانش بازنموده تا بدرگاهش استغفارنمایند.یاایهاالذین آمنواتوبوا الی الله توبه نصوحا. چگونه خدائي اين چنين لايق پرستش صادقانه وخالصانه نباشد وچگونه ممكنست دعاي مؤمن معترف به قصورخودوكفرفاسق گستاخ دربی حیائی،نيازموحدّ والحادملحد،خشوع متقي وتكّب عصيانگر، سماجت خطاكار وپشتكار زاهد، شوق عابدوبي اعتنائي كافر،وشب زنده داری عارفان وسالكان راه حق باخفتگان بي خبرويا ميگساري بيهودگان با رندان آگاه دلان همه وهمه درپيشگاهش يكسان باشند ومرجع وكارگشاي بندگان دلسوخته وتوبه کنندکانش نباشد آنهم خدائيكه دائما مدافع مؤمنين بوده، انّ الله‘يدافع عن الذين آمنوا، وخدائيكه رحمت رابرخويشتن واجب كرده ‘كتب علي نفسه الرحمه؟ وخدائيكه فرموده: آيامؤمن وفاسق باهم برابرند، خير برابرنخواهندبود.آفمن كان مؤمنا كمن كان فاسقا، لايستون. پس بايدبادلگرمي بدرخانه اش رفت وصميمانه وباسماجت تقاضاكردتامارادرزندگي بخودمان وانگذاردكه ماازتوئيم وبسوي توبر خواهيم گشت.اناّلله واناّاليه راجعون. وبگوئيم كه ماازطريق توموجوديم وهرچه باشيم متعلق بتوهستيم ووسيله ايهم بسويت جزخودت نداريم، فانّابك، ولك، ولاوسيله لنااليك الاانت پس اگرآني مارابخودمان واگذاري روحاًو جسماًهلاك خواهيم شد.
ازحافظ
آنانكه خاك رابنظركيمياكنند . آياشودكه گوشه چشمي بماكنند .
دردم نهفته به كه طبيبان مدعيّ باشدكه ازخزانه غيبم دواكنند.
معشوق چون نقاب زرخ برنميكشد .هركس حكايتي بتصورچراكند
چون حسن عاقبت نبرندي وكافريست. آن به كه كارخودبعنايت رهاكند.
بيمعرفت مباش كه در من يزيدعشق. اهل نظرمعامله باآشناكنند.
حالي درون پرده بسي فتنه ميرود .تاآنزمان كه پرده برافتدچهاكنند.
گرسنگ ازين حديث بنالدعجب مدار . صاحبدلان حكايت دل خوش اداكنند.
ميخوركه صدگناه زاغياردر حجاب . بهترزطاعتي كه بروورياكنند .
پيراهنيكه آيدازوبوي يوسفم . ترسم برادران غيورش قباكنند
بگذربكوي ميكده تازمره حضور. اوقات خودزبهر توصرف دعاكنند.
پنهان زحاسدان بخودم خوان كه منعمان . خيرنهان براي رضايخداكنند.
حافظ دوام وصل ميّسرنميشود. شاهان بحال گدايان كم التفات كنند
.ازنظامی
دوش رفتم بخرابات مراراه نبود ميزدم ناله وفريادكس ازمن نشنود
يانبدهيچكس ازباده فروشان بيدار ياكه من هيچ بدم هييچكسم درنگشود
پاسي ازشب چوبشدديرترك ياكمتر رندي ازغرفه برون كردسرورخ بنمود
گفت خيرست درينوقت كراميخواهي بيمحل آمدنت بردرمابهرچه بود
گفتمش دربگشاگفت بروهرزه مگو كاندرينوقت كسي بهركسي درنگشود
اين نه مسجدكه بهرلحظه درش بگشايند كه توديرآئي واندرصف پيش استي زود
اين خرابات مغانست ودرومستانند شاهدوشمع وشراب ودف وني چنگ وسرود
هرچه درجمله آفاق درينجاحاضر مؤمن وارمني وگبرونصاراويهود
سركويش عرفاتست ومقامش كعبه دوستان همچوخليلند ورقيبان نمرود
سروزرهيچ ندارنددراين بقعه محل سودشان جمله زيانست وزيانشان همه سود
طاعت آن نيست كه برخاك نهي پيشاني صدق پيش آركه ابليس همي كرد سجود
سالهابردردل همچواياذي بايد تاميسرشودت صحبت سلطان محمود
أي نظامي چوزني حلقه برين درشب وروز كه ازين آتش سوزنه نيابي جزدود
گرتوخواهي كه دم ازصحبت ايشان بزني خاك راه همه شوتاكه بيابي مقصود
ازفروغی بسطامی
مردان خداپرده پندار،دریدند یعنی همه جاغیرخداهیچ ندیدند
هردست که دادند،همان دست گرفتند هرنکته که گفتند،همان نکته شنیدند
یک طایفه رابهرمکافات، سرشتند یک سلسله رابهرملاقات، گزیدند
یک فرقه بحیرت، درکاشانه گشودند یک زمره بحسرت، سرانگشت گزیدند
جمعی بدرپیرخرابات، خرابند قومی ببرشیخ مناجات، مریدند
یک جمع نکوشیده،رسیدند،بمقصود یک قوم دویدندوبمقصد،نرسیدند
فزیاد،که دررهگذرآدم خاکی بس دانه فشاندندوبسی دام، تنیدند
همت طلب، ازباطن پیران سحرخیز زیراکه یکی رازدوعالم، طابیدند
زنهارمزن دست، بدامان گروهی کزحق ببریدندوبباطل، گرویدند
چون خلق درآیند،ببازارحقیقت ترسم نفروشند،متاعی که خریدند
مرغان نظربازسبک سیرفروغی ازدامگه خاک، برافلاک پریندند
والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته: دكترحسين نواب
Add your content here